پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

  • Code: # 30655

  • تعداد صفحات: 113
  • فرمت فایل: word
  • سال: 1392
  • مقطع: کارشناسی ارشد
  • دسته بندی: مدیریت
قیمت جدید: ۳۶,۰۰۰ تومان
۶۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

    پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته مدیریت «M.A»

    گرایش: مدیریت اجرایی (استراتژیک)

    بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

    چکیده

    مدیریت دانش یکی از دستاوردهای عصر اطلاعات و دانش است و با توجه به ویژگیهای آن، امروزه سازمانهای با جدیت به دنبال بهره‌مندی از نتایج  آن هستند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی دستگاههای اجرایی استان اردبیل انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل بوده که نمونه‌ای به حجم 129 نفر به شیوه تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه بوده و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل همبستگی و ضریب رگرسیون چندگانه استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی و ضریب رگرسیون چندگانه بین متغیرهای تحقیق نشان داد که مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی و خلاقیت سازمانی تأثیر معناداری دارد. همچنین یافته‌های تحقیق به وضوح نشان داد که یادگیری سازمانی حلقه رابط بین مدیریت دانش و خلاقیت سازمانی بوده و از این طریق موجبات ارتقاء سطح خلاقیت را فراهم می‌نماید.

    واژه‌های کلیدی: مدیریت دانش، یادگیری سازمانی، خلاقیت سازمانی

    مقدمه

    سازمانها اصولاً به منظور نیل به اهدافی ایجاد گردیده‌اند که میزان موفقیت در نیل به اهداف سازمانی در ارتباط مستقیم با نحوه عملکرد نیروی انسانی مشغول به کار در سازمانها است. بنابراین ارزشیابی کارکنان و عملکرد آنها در مدیریت منابع انسانی از جایگاه مهمی‌ برخوردار است. امروزه دانش به عنوان دارایی رقابتی کلیدی و ارزشمندی شناخته شده که مبنای رشد پایدار و رمز حفظ مزیت رقابتی ماندگار یک سازمان به شمار می‌‌رود. فرآیند نوآوری شدیداً به دانش وابسته بوده و مدیریت دانش و سرمایه انسانی باید عنوان یک عامل اساسی در هر نوع تجارتی مدنظر قرار گیرد. مدیریت دانش و نوآوری هر دو می‌‌توانند برای سازمان خلق ارزش کرده و عملکرد سازمانی را بهبود بخشند. شناخت رابطه بین مدیریت دانش و نوآوری و تأثیر آن بر عملکرد سازمانی می‌‌تواند تضمین کننده رشد، کارایی و اثر بخشی بالاتر بوده و نهایتاً رشد اقتصادی کشور را به دنبال داشته باشد. یک سازمان با مدیریت دانش از منابع خود به صورت کاراتر استفاده نموده و در نتیجه نوآورتر بوده و عملکرد بهتری خواهد داشت (حکمت، 1392).

    افزون بر موارد فوق با توجه به فرایند تولید و تشکیل دانش، مشخص می‌‌شود که دانش ابتدا در ذهن افراد تولید و با به اشتراک‌گذاری آن می‌‌تواند به دانش سازمانی تبدیل شود و دانش سازمانی خود منشأیی برای تولید دانش فردی خواهد بود. بنابراین، سرمایه‌های سازمانی به طور عمده در اذهان افراد نهفته است. این دانش حیاتی و مهم هنگامی‌ در اختیار سازمان قرار می‌‌گیرد که کارکنان تمایل به همکاری و اشتراک دانش داشته باشند و علاوه بر آن تمهیدات و سازوکارهای مؤثری نیز توسط سازمان در این رابطه فراهم شده باشد. با تغییر شغل و پست سازمانی، همچنین بازنشستگی برخی از کارکنان، دانش ارزشمندی که حاصل سالها تجربه کاری بوده به سادگی از بین خواهد رفت و سازمان توانایی بهره‌گیری از آن را در صورت استفاده نکردن از شیوه‌های مؤثر اشتراک دانش نخواهد داشت. از دیدگاه «نوناکا و تاکوچی» چنانچه دانش فردی با دیگران به اشتراک گذاشته نشود، تأثیری بر رشد و گسترش دانش موجود در سازمان نخواهد داشت و دانش جدیدی نیز تولید نخواهد شد (آهلاندر و همکاران، 2007)

     

    12) بیان مساله

    شناخت رو به رشدی در حوزه تجارت در رابطه با اهمیت دانش به عنوان یک منبع حیاتی برای سازمانها  وجود دارد. دراقتصاد جدید، افراد و سازمانها بر نگهداری و ارتقاء سرمایه دانشی خویش جهت ابتکار و خلاقیت تأکید بسیاری دارند. مدیریت دانش اگر چه مفهومی نسبتاً قدیمی است، اما بانزدیک شدن به اواسط دهه 1980 و آشکار شدن اهمیت دانش و تأثیر آن بر حفظ قدرت رقابتی در بازارهای اقتصادی مدیریت دانش اهمیت ویژه‌ای یافت. در این دهه بود که نظامهای مبتنی بر هوش مصنوعی و نظامهای هوشمند برای مدیرت دانش بکار گرفته شد و مفاهیمی چون «فراهم آوردن[1]»،«مهندسی مجدد[2]»، «نظامهای دانش‌مدار[3]» و مانند آنها رواج پیدا کرد (لطفیان و امیری، 1391). از طرفی یکی از ویژگیهای بارز سازمانهای پیشرو اعم از دولتی یا خصوصی، عملکرد خلاق به منظور دستیابی به بینش و قضاوت صحیح نسبت به کارایی و اثربخشی برنامه‌ها، فرآیندها و افراد آنهاست. با این وجود، سازمانهای متعالی در گردآوری و تحلیل اطلاعات مربوط به عملکرد متوقف نمی‌مانند، بلکه با استفاده از مدیریت خلاقیت سازمانی، بهسازی را هدایت کرده و استراتژیها را به طور موفقیت‌آمیزی به اقدامهایی مشخص تبدیل و ترجمه می‌کنند (پرویزراد، 1388). امروزه سازمانها دریافته‌اند که هیچ چیز به اندازه دانش و دانایی نمی‌تواند آنها را در دنیای رقابتی مطلوب قرار دهد. لذا بیش از هر چیز کارکنان سازمان به عنوان صاحبان دانایی و مهمترین سرمایه سازمان مورد توجه قرار گرفته‌اند و مدیریت دانایی به عنوان ابزاری که می‌تواند دانایی موجود را گردآوری و نظم و پویایی بخشیده و در کل سازمان اشاعه دهد، اهمیت یافته است. اما تجربه بسیاری از شرکتها در مورد یادگیری سازمانی به شکست انجامیده است و این به آن جهت است که به یادگیری سازمانی به عنوان یک امر موقت زودگذر نگریسته شده است که این نوع تفکر در تمامی سطوح سازمانی رسوخ یافته و منجر به شکست برنامه‌های یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در سازمانها گردیده است (حبیبی، 1392). در حالی که امروزه ضرورت توجه به یادگیری سازمانی به عنوان ابزاری استراتژیک جهت پیشبرد منابع سازمان و موقعیت در عرصه رقابت مطرح است. این امر بیانگر این است که بدون توجه به اصل یادگیری سازمانی و شناخت سازمان نسبت به آن نمی‌توان از آن در سازمان بهره گرفت. لذا باید توجه داشت که یادگیری سازمانی یک امر پایان‌ناپذیر است که همواره سازمان را در تغییرات یاری می‌کند و نیازمند پشتیبانی و توجه دائمی است (صیف و کرمی، 1386).

    در حالت کلی می‌تون چنین اذعان نمود که با بررسی و تحلیل دانایی و اهمیت ویژگیهای آن در حیطه عملکرد سازمانها می‌توان دریافت که برخورداری از دانایی و اطلاعات روزآمد برای ادامه حیات سازمانها به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است که به صورت انفعالی بر تمامی ابعاد و سطوح سازمانی تأثیر می‌گذارد. به خصوص اگر روند تغییر و تحولات دانایی در جامعه به دقت مورد ارزیابی واقع شود (ورا و ماری، 2012). این نتیجه هم حاصل می‌شود که جامعه فراصنعتی امروز، جامعه‌ای اطلاعاتی است که در آن به تدریج فناوریهای نیروافزا جای خود را به فناوریهای دانش‌افزا می‌دهندو در محیط پویا و پیچیده امروزی برای سازمانها ضروری است که به طور مداوم دانایی جدید را به شکل ایجاد، اعتباربخشی و کاربرد در محصولات و خدمات خود به کار گیرند. بنابراین، مدیریت سازمانها باید با تکیه بر خلاقیت و دانایی برتر اتخاذ تصمیمات معقول‌تر در موضوعهای مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر خلاقیت و دانایی را پیدا کنند تا بدین وسیله دانش سازمانی بصورت منسجم و یکپارچه در تمامی سطوح سازمان مدیریت گردد (ممیشی، 1392). از این رو، مدیریت دانش مقوله‌ای مهم محسوب می‌شود که در سازمانها به دنبال آن است تا نحوه چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته‌های فردی و سازمانی را به دانایی و مهارتهای فردی و گروهی تبیین و روشن سازد. از این رو، ایجاد محیطی برای اشتراک، انتقال و تقابل دانایی در میان اعضای سازمان از اهداف اولیه‌ای است که بدین منظور ضروری به نظر می‌رسد، چرا که مدیریت دانایی می‌تواند گستره‌ای از ویژگیهای عملکرد سازمانی را با قادر ساختن شرکت به عملکرد هوشمندانه‌تر بهبود بخشد (دی‌بایت، 1387). لذا با توجه به ضرورتهای اشاره شده در بالا، تحقیق حاضر به دنبال یافتن پاسخ مناسبی به این سؤال است که آیا مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل تأثیر معناداری دارد؟

     

    1 3) اهمیت و ضرورت تحقیق

    اکثر مؤلفان، مدیریت دانش را فرایندی تعریف کرده‏اند که اطلاعات ارزشمند را پیدا و آن را به دانش لازم و ضروری برای تصمیم‌گیری و عمل تبدیل می‌کند. لاتی و بیرلین (2000) مطرح می‌کنند که تنها مزیت رقابتی ماندگار برای هر شرکت ارزشی است که آن شرکت برای مشتریانش ایجاد می‌کند. منشأ این ارزش ایجاد و انتقال اطلاعات مهم از کارکنانی است که با مشتریان در ارتباط مستقیم هستند به کارکنانی که توانایی خلق اطلاعات جدید و مهم را دارند و مجدداً از این کارکنان به کارکنان گروه اول برای عمل است. غالباً اطلاعات جدید مستلزم خلاقیت است و از این رو مدیریت خلاقیت برای اکثر شرکتها از اهمیت زیادی برخوردار است. خلاقیت یک فرایند در حال تکوین است که در آن سازمانها مشکلات را ایجاد و تعریف می‌کنند و آنگاه دانش جدیدی برای حل آنها می‌آفرینند. تولید و ترکیب پیوسته دانش جمعی سازمانی توانایی خاصی را به یک شرکت می‌دهد تا بتواند در بازار بهتر از دیگران عمل کند (ون بویرن، 2004). دانش به یک عامل حیاتی تعیین‌کننده برای رقابت‌پذیری در بخش دولتی تبدیل شده است که دستگاههای اجرایی مورد مطالعه در این تحقیق با مدیریت دانش کارکنان خود در سطوح سازمانی، رقابت‌پذیری خود را در محیط آشوبناک فعلی بهبود می‌دهد. از طرفی خدمات‌رسانی و سیاستگذاری در راستای چشم‌انداز کشور دو فعالیت اصلی سازمانهای دولتی هستند. در یک اقتصاد دانش‌محور، دستگاههای اجرایی به شدت در هر دو زمینه با رقابت ملی مواجه شده‌اند. در دستگاههای اجرایی دولتی، سرمایه‌ها آنقدر که در بخش خصوصی دارای اهمیت هستند، مهم شمرده نمی‌شوند، بلکه این دانش است که به عنوان مهمترین فاکتور رقابتی شناخته می‌شود. دانش مهمترین فاکتور رقابت و منبع اصلی و مرکزی دستگاههای اجرایی است. کارکرد اثربخش دستگاههای اجرایی در گرو انتشار دقیق و مؤثر دانش و سمت‌دهی صحیح یادگیری سازمانی به سوی اهداف و عملکرد اصلی سازمانی است. بازنشسته شدن کارمندان دستگاههای اجرایی و همچنین انتقال آنها بین بخشهای مختلف، چالش جدیدی برای ابقای دانش و حفظ حافظه سازمانی و متعاقب آن آموزش کارکنان جدید ایجاد می‌کند. به مرور زمان کارمندان فعلی دستگاههای اجرایی تا چند سال آینده بازنشسته خواهند شد. این به عنوان یک مشکل اصلی پیش روی بسیاری از دستگاههای اجرایی کشور از جمله دستگاههای اجرایی مورد مطالعه در این تحقیق است که در این بینآنها نیازمند این هستند که با ابتکار عمل، دانش کارکنان ارشد را حفظ، و زمینه انتقال دانش و یادگیری آنها را به سایر کارکنان فراهم نمایند. زیرا در غیراین صورت خلأ دانش در سطوح افراد رخ داده و هزینه‌های آموزش و بهسازی نیروی انسانی را برای دستگاههای اجرایی تحمیل خواهد نمود.

    بنابراین، کسب دانش از کارکنان ارشد و سپس انتقال آن به سایر کارکنان و همچنین روزآمد کردن آموخته‌ها (یادگیری سازمانی) طی زمان امری بسیار حیاتی برای دستگاههای اجراییاست. علاوه بر موارد فوق افزایش روزافزون شهروندان دانش‌مدار، دستگاههای اجرایی را مجبور می‌کند تا در رأس دانشهای ایجاد شده و به روز قرار گیرد. مدیریت دانش بیان می‌کند که مهمترین منابع ارزشمند دستگاههای اجرایی، دانش کارکنان آن است. این تأکید و تمرکز با توجه به شتاب روزافزون تغییرات در سازمان و در کل جامعه انجام می‌گیرد. در حالت کلی مدیریت دانش بیان می‌کند که امروزه تقریباً تمامی امور مستلزم انجام کار دانش‌محور هستند و لذا تمامی کارکنان باید به نوعی به کارکنان دانش‌محور تبدیل شوند. این بدین معناست که خلق، تسهیم و استفاده از دانش یکی از مهمترین فعالیتهای هر فرد در هر سازمان در راستای بهبود عملکرد دستگاههای اجرایی مورد مطالعه است.

     

    1 4) چارچوب نظری تحقیق

  • فهرست پایان نامه بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری و خلاقیت سازمانی از دیدگاه مدیران دستگاههای اجرایی استان اردبیل

    فهرست:

    عنوان                                                                                                                                           صفحه

    چکیده 1

    فصل اول: کلیات تحقیق

    1 1) مقدمه 3

    12) بیان مساله 3

    1 3) اهمیت و ضرورت تحقیق. 5

    1 4) چارچوب نظری تحقیق. 6

    1 5) مدل تحقیق. 8

    1 6) اهداف تحقیق. 8

    1-7) سؤالات و فرضیه‌های تحقیق. 9

    1 8) تعریف متغیرهای تحقیق (به صورت مفهومی و عملیاتی): 9

    1-8-1) تعریف مفهومی متغیرهای مستقل و وابسته. 9

    1-8-2) تعریف عملیاتی متغیرهای مستقل و وابسته. 10

    1 9) قلمرو تحقیق. 11

    1-9-1) قلمرو زمانی تحقیق.. 11

    1-9-2) قلمرو موضوعی تحقیق.. 11

    1-9-3) قلمرو مکانی تحقیق.. 11

    1 10) ساختار تحقیق. 12

    فصل دوم: بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیق

    بخش اول: مدیریت دانش

    2-1) مقدمه 17

    2-1-1) تاریخچه مدیریت دانش... 18

    2-1-2) تعاریف و مفاهیم مدیریت دانش... 20

    2-1-3) اصول و مبانی مدیریت دانش... 24

    2-1-4) مدیریت دانش نقطه مقابل مدیریت اطلاعات... 30

    2-1-5) مدیریت دانش بعنوان یک استراتژی تجاری برای سازمانها 32

    2-1-6) چرخه دانش... 33

    2-1-7) ایجاد دانش... 35

    2-1-8) اجرای اصلی و کلیدی مدیریت دانش... 36

    2-1-9) الزامات اجرایی مدیریت دانش در سازمانها 38

    2-1-10) کارایی مدیریت دانش... 39

    2-1-11) اهمیت نیاز به مدیریت دانش برای سازمانهای اجرایی و دولتی.. 40

    2-1-12)  نیاز به چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی.. 41

    2-1-13) عناصر مهم در چارچوب مدیریت دانش در بخش دولتی.. 42

    2-1-14) فرایند تکاملی مدیریت دانش در سازمانها 45

    بخش دوم: یادگیری سازمانی

    2-2) یادگیری سازمانی. 48

    2-2-1) مفاهیم و تعاریف یادگیری سازمانی.. 49

    2-2-2) یادگیری سازمانی؛ موافقتها و مخالفتها 50

    2-2-3) انواع یادگیری سازمانها 52

    2-2-4) یادگیری سازمانی: تردیدها و نسبتها 54

    2-2-5) یادگیری سازمانی: چالشهای محیطی و انتخاب... 54

    2-2-6) ساختار سازمانی منطبق با یادگیری استراتژیک سازمانی.. 55

    2-2-7) سازمانهای نوین بر محوریت دانایی و یادگیری.. 56

    2-2-8) نقش‌آفرینان یادگیری سازمانی.. 58

    2-2-9) مزایای یادگیری و دانش سازمانی در عصر جهانی شدن. 59

    بخش سوم: خلاقیت سازمانی

    2-3) خلاقیت سازمانی. 61

    2-3-1) فلسفه خلاقیت... 61

    2-3-2) مفهوم، جایگاه و تعاریف خلاقیت و نوآوری.. 62

    2-3-3) تفاوت خلاقیت و نوآوری.. 63

    2-3-4) فرآیند خلاقیت و نوآوری.. 64

    بخش چهارم: پیشینه تحقیق

    2-4) پیشینه تحقیق. 67

    فصل سوم: روش شناسی تحقیق

    3-1) مقدمه 70

    3 2) روش تحقیق. 70

    3 3) جامعه آماری. 71

    3 4) حجم نمونه و روش اندازه‌گیری. 71

    3 5) ابزار جمع‌آوری اطلاعات.. 71

    3 6) روائی و پایائی ابزار سنجش... 72

    3 7) روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 72

    فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

    4-1) مقدمه 74

    4-2) توصیف آماری متغیرهای جمعیت شناختی پرسشنامه 75

    4-3) توصیف آماری شاخصهای آماری متغیرهای تحقیق. 78

    4-4) آزمون کولموگوروف اسمیرنوف (K - S) برای تعیین نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق. 80

    4-5) تجزیه و تحلیل استنباطی داده‌های آماری (آزمون فرضیه‌های تحقیق) 81

    فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

    5 - 1) مقدمه 86

    5 2) نتیجه‌گیری. 86

    5 3) پیشنهادهای کاربردی در راستای نتایج تحقیق. 87

    5-4) پیشنهاداتی برای محققان آتی............................................................................................. 89

    5-5) محدودیت‌های تحقیق. 89

    منابع و مأخذ. 91

     

    منبع:

    منابع و مأخذ

    آزادی، محمد، (1384)، «عرصه یادگیری در حوزه منابع انسانی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال شانزدهم، شماره 166. ص 29-21.

    ابراهیم‌زاده، رضا، (1391)، «بررسی تأثیر مدیریت دانش بر سامانهای یادگیرنده»، فصلنامه ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، سال اول، شماره 3، ص 98-80.

    اخگر، آرتمیس، (1389)، «بررسی نقش جامعه‌پذیری در فرایند مدیریت دانش در تیمهای مجازی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه مهر البرز.

    اسدی، فرخنده و محمود محمودزاده، (1388)، «نقش فنآوری اطلاعات در بهبود کارآیی و اثربخشی»، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس مدیران کیفیت، تهران.

    اکبری، منیژه و مجتبی طهماسبی آشتیانی، (1386)، «مجریان مدیریت دانش در سازمانهای پیشرو»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هیجدهم، شماره 156. ص 27-20.

    بابایی، ایازا...، (1383)، «تلفیق مدیریت دانایی و یادگیری سازمانی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال پانزدهم، شماره 146. ص 33-10.

    بیدختی، عباس طالب و علیرضا انوری، (1383)، «خلاقیت و نوآوری در افراد و سازمانها»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال چهاردهم، شماره 139.

    پرویزراد، پیمان، (1388)، «از اندازه‌گیری عملکرد تا مدیریت عملکرد»، اولین همایش ملی کیفیت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا.

    جعفری، مصطفی و پیمان اخوان، (1385)، «بازارهای پویای دانش؛ راهی در تحقق مدیریت دانایی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 173. ص 69-55.

    جعفری، مصطفی و سیدکیانوش کلانتر، (1384)، «مدیریت دانش در سازمان»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال چهاردهم، شماره 144. ص 60.

    حبیبی، نسرین. (1392). «بررسی رابطه مدیریت دانش با عملکرد سازمانی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، دانشکده مدیریت.

    حسن بیگی، محسن، (1389)، «ارائه مدل عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش به منظور افزایش خلاقیت و یادگیری سازمانی در شرکت فرودگاه کشور»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور، دانشکده فنی مهندسی دانشگاه پیام نور تهران.

    حکمت، معصومه، (1392)، «تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد، دانشکده مدیریت.

    دوپلسیس، مارینا، (1387)، «تأثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت دانش»، ترجمه زهره عباسی، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسی.

    دی‌بایت، گانب، (1387)، «مدیریت دانش در سازمان‌ها: بررسی تأثیر متقابل فناوری، فنون و انسان»، فصلنامه فصلنامه اطلاع رسانی. دوره 18، شماره 1و 2.

    دی‌بایت، گانب، (1387)، «مدیریت دانش در سازمان‌ها: بررسی تأثیر متقابل فناوری، فنون و انسان»، فصلنامه فصلنامه اطلاع رسانی. دوره 18، شماره 1و 2.

    رمضانی، احسان، (1383)، «فرایند مدیریت دانش»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال پانزدهم، شماره 147. ص 26-20.

    سرکزی، محسن، (1391)، «مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش»، اولین همایش حسابداری و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور.

    سلطانی، ایرج، (1388)، «نقش توسعه منابع انسانی در کارآیی و اثربخشی فرآیندهای سازمانی»، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس مدیران کیفیت، تهران.

    سیدجوادین، سیدرضا، امیر کرمی، (1386)، «شکوفایی خلاقیت کاربردی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هیجدهم، شماره 183. ص 65.

    شامی زنجانی، مهدی، (1388)، «طراحی مدلی برای تسهیم دانش در طرحها بر مبنای ویژگیهای آنها»، تز دکتری، دانشگاه تهران.

    شامی زنجانی، مهدی، (1388)، «طراحی مدلی برای تسهیم دانش در طرحها بر مبنای ویژگیهای آنها»، تز دکتری، دانشگاه تهران.

    شوقی، بهزاد، حسین‌زاده، داوود و علی مولایی، (1391)، «بررسی ارتباط میان ابعاد مدیریت دانش و عوامل کلیدی مؤثر بر آن با خلاقیت»، اولین همایش حسابداری و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور.

    شهرکی، امیر، (1389)، «نقش مدیران در توانمندسازی کارکنان بانک سپه»، اداره تحقیقات و کنترل ریسک بانک سپه، تهران.

    شیخی، زینب، (1391)، «بررسی تأثیر مدیریت دانش در استقرار مدیریت ارتباط با مشتری و خلاقیت در بانکها»، اولین همایش حسابداری و مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور.

    صمدآقایی، جلیل، (1384)، «خلاقیت، رمز بقای سازمانهای نوین»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال چهاردهم، شماره 142. ص 20-14.

    صیف، محمد حسن و مقداد کرمی، (1383)، «مدیریت دانایی؛ رویکردی استراتژیک»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال پانزدهم، شماره 153. ص 56.

    صیف، محمدحسن، عالی‌نژاد، حمید و مسلم صالحی، (1385)، «سیستم‌ها و آینده مدیریت دانش»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 179. ص 51-50.

    طاهری، فاطمه، (1386)، «یادگیری سازمانی؛ پارادایم جدید در مدیریت؟»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هیجدهم، شماره 180. ص 55-40.

    قدمی، محسن، (1390)، «سازمان‌های نوین بر محور مدیریت دانایی، انتشارات کثرت، چاپ اول، تهران.

    قربانی، صابر، (1386)، «مدیریت دانش»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب، دانشکده حسابداری و مدیریت.

    قربانی‌زاده، وجه‌اله و شیرین خالقی‌نیا. (۱۳۸۸). «نقش انتقال دانش ضمنی در توانمندسازی کارکنان»، فصلنامه پژوهشهای مدیریت منابع انسانی دانشگاه جامع امام حسین (ع) سال اول، شماره ۲، ص ۸۵.

    کالست، کارل، (1390)، «مدیریت دانش از دیدگاه یک استراتژی تجاری»، ترجمه: صدیقه احمدی فصیح، تهران، انتشارات سمت.

    کرمی، مهران و علی مبصری، (1387)، «مدیریت دانش و ابزارهای آن (مطالعه موردی)»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال نوزدهم، شماره 193. ص 48-35.

    کریمی، ندا، (1385)، «مدیریت دانش، نیاز سازمانهای امروز»، مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران، شماره سوم، دوره ششم.

    36)اطلاع‌رسانی.

    محمدخانی، مسعود، (1385)، «یادگیری ترکیبی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 172. ص 36.

    مرزبانی، علی و نادر سوری، (1388)، «رهبری سازمانی و توانمندسازی منابع انسانی در مدل راهبردی مدیریت دانش»، چهارمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت، تهران.

    ممیشی، یاسر. (1392). «بررسی تأثیر مدیریت دانش بر توانمندسازی کارکنان سازمان تأمین اجتماعی استان اردبیل»، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، مؤسسه آموزش عالی البرز، دانشکده مدیریت فنآوری اطلاعات.

    موسی‌پور، امیرعباس، (1388)، «کارآیی و اثربخشی در سیستمهای مدیریت کیفیت و روشهای اندازه‌گیری آن در فرآیندها و سازمان»، مجموعه مقالات چهارمین کنفرانس مدیران کیفیت، تهران.

    ناصری، جبرئیل، (1391)، «تأثیر نابهنگامی در کارایی و اثربخشی»، اولین همایش ملی جهاد اقتصادی، دانشگاه بابلسر، مازندران.

    نصیری، ناصر و خسرو صدرحقیقی، (1384)، «ارزیابی کارایی و رشد بهره‌وری بخشی در اقتصاد ایران با کاربرد تحلیل پوششی داده‌ها» همایش ملی بهره‌وری، تهران.

    نوروزیان، میثم، (1384)، «کاربرد مدیریت دانش در بخش دولتی»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال شانزدهم، شماره 156. ص 61-54.

    نوروزیان، میثم، (1385)، «دانشِ مدیریت دانش»، ماهنامه علمی آموزشی تدبیر، سال هفدهم، شماره 176. ص 34-20.

    یوسفی، احسان، صادق‌فیضی، جعفر و محمد سلیمانی، (1391)، «بررسی میزان تأثیر مدیریت دانش بر نوآوری»، فصلنامه ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، سال اول، شماره 3، ص 51-29.

     

    Azmi, Ida Madieha. (2010). “Legal and Ethical Issues in Knowledge Management in Malaysia”, computer law & security review, No. 26, Vol. 4, pp. 61.

    Datta, A., and Sukumar Ray Ch., (2012), “Modeling the Effect of Organizational Structure on Organizational Self-Renewal and Knowledge Diffusion”, Academic Management Review. 17, 701-720.

    Georg Von Krogh, and Kazuo Ichijo, (2007), "Enabling Knowledge Creation: New Tools for Unlocking the Mysteries of Tacit Understanding by Ikujiro Nonaka", Oxford University Press, p 304.

    Hansen, M. R., N. Nohria and T. Tierney, (2008). "What's your strategy for managing knowledge?" Harvard Business Review (March-April), pp 55-57.

    Knif, M. Lorraine, S., wilson, c. (1990). “Measuring Organizational Learning”,Management Journal, Vol. 21, No. 2, pp 24-29.

    Liao, Sh, Wu, Ch, (2013), “System perspective of knowledge management, organizational learning and organizational innovation”, Expert Systems with Applications 37, Pp 1096–1103.

    Mary M. Crossan, Hari B. Bapuji., (2003), “Examining the Link between Knowledge Management, Organizational Learning and Performance, Organizational Learning and Knowledge”, 5th International Conference.

    Mojtahedzadeh, A., Arumugam, V., (2011), “A Structural Relationship between Knowledge Management, Innovation, and Performance of Iranian Industries: a Theoretical Approach”, International Journal for Quality research, UDK- 005.336.4(55), Review Paper (1.02).

    Noe, R. A., & Wang, S. (2010), “Knowledge sharing: A review and directions for future research”, Human Resource Management Review, Vol. 21, No. 1, pp 113-135.

    Nonaka, I., and Takeuchi, H. (1995). “The knowledge - creating company: How Japanese Companies Create the Dynamics of Innovation”. Oxford university press, Oxford.

    Powell, J and Swart, J, (2005) "This is what the fuss is about - a systemic modeling for organizational knowing", Journal of Knowledge Management Vol. 9 no. pp 45-58.

    Sanayei, Ali. (2011). “Investigation of Customer Knowledge Management (CKM) Dimensions: A Survey Research”, International Journal of Business and Management, Vol. 5, No. 2, pp 234, 235.

    Sattari Ghahfaroghe. M., (2007). “The Relationship between Knowledge Management Subsystems in Learners Organization and organization Intelligence Factors (Case Study of Steel Factory of Isfahan)”, international forum center of Razi.

    Snowden, D J. (2002), "Complex Acts of Knowing: Paradox and Descriptive Self-Awareness", Journal of Knowledge Management, Special Issue 6, no 2: p100.

    Stivenson, M. (1998), "Organizational Learning", Journal of Knowledge Management, Vol. 7, No 2, pp 57.

    Swart, J, (2006), "Intellectual Capital", disentangling an enigmatic concept, Journal of Intellectual Capital, Vol. 7, No 2, pp 136-159.

    Uhlaner, L., Van Stel, A., Meijaard, J., and Mickey F., (2007), “The relationship between knowledge management, innovation and firm performance: evidence from Dutch SMEs”, www.eim.nl/smes-and-entrepreneurship.

    Vera, D., and Mary C., (2012), “organizational learning, knowledge management, and intellectual capital: an integrative conceptual model”, International Journal of Business and Management, Vol. 4. No 4, pp 100-110.

    Wilson, T. D. (2008), "The nonsense of knowledge management", Information Research, 8(1), paper no. 144.

    Wu Wei-Wen, and Lee, Yu-Ting. (2007). “Selecting Knowledge Management strategies by Using the Analytic Network process”. Expert Systems with Applications, Vol. 32, No.2, pp 841-847.

    Yang, Seung-Bum & Ok, Choi Sang. (2009). “Employee Empowerment Team Performance”, Team Performance Management. Vol. 15, No. (5/6).

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت