پایان نامه نقش سرمایه های فکری در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان

  • Code: # 31305

  • تعداد صفحات: 87
  • فرمت فایل: word
  • سال: 1392
  • مقطع: کارشناسی ارشد
  • دسته بندی: مدیریت
قیمت جدید: ۳۵,۰۰۰ تومان
۶۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه پایان نامه نقش سرمایه های فکری در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان

    پایان نامه کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی

    چکیده

                هدف تحقیق حاضر بررسی نقش سرمایه های فکری در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان می باشد.جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان 280 نفر می باشند که روش نمونه گیری تصادفی-طبقه ای می باشد.برای برآورد حجم نمونه از جدول کرجسی-مورگان استفاده گردید که برای جامعه آماری 280 نفر 152 نفر قید گردیده است. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته 24 سئوال 5 گزینه ای طیف لیکرت می باشد که روایی آن از نوع محتوایی و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 83/0 برآورد گردید.جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون t تک نمونه استفاده شد که یافته ها حاکی از آن بود که سرمایه فکری و سرمایه سازمانی و سرمایه انسانی در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان در حد نسبتاً زیادی نقش داشته است.

     

    کلمات کلیدی: سرمایه فکری، سرمایه انسانی، سرمایه سازمانی، مدیریت دانش، سازمان فنی و حرفه ای. 

    فصل اول

     

    کلیات تحقیق

     

    1-1- مقدمه

    شرایط خاص اقتصادی حاکم بر شرکت های فعال باعث گردیده تا مزیت رقابتی این شرکتها دیگر بر پایه دارایی های مشهود آن نباشد. آن چیزی که امروزه این شرکتها را در صحنه اقتصاد کنونی رقابت پذیر
    می­نماید دارایی های نامشهود و بعبارتی سرمایه های فکری آنهاست. این قبیل شرکتها با برقراری ارتباطات مناسب با مشتریان و کسب تجربه لازم در این مسیر و با اتکا به دانش، تکنیک های سازمانی و مهارتهای تخصصی خود توانسته اند این امر را محقق سازند. امروزه سود پایدار زمانی بدست می آید که اولاً سازمانها راه بدست آوردن دانش را یادبگیرند و ثانیاً این دانش را مدیریت نموده و با کمک فرایندهای موجود در سرمایه های فکری به مدیریت دانش تبدیل نمایند. زمانی که شرکتها از اقتصاد صنعتی به سمت اقتصاد دانشی حرکت می نمایند با چالشهای بزرگی مانند پویایی، عدم اطمینان و پیچیدگی روبرو می گردند. در چنین محیط کسب و کاری نیاز به آگاهی بیشتر در مورد سرمایه های فکری و کنترل آنها فزونی می یابد. اهمیت زیاد این موضوع منجر گردیده تا شرکتها تلاش زیادتری در جهت شناسایی دارایی های نامشهود خود و از سویی مدیریت مناسب آنها نمایند.

    یکی از مباحث غیرقابل انکار در سازمان‌های امروزی، این مسئله است که دانش بطور فزاینده‌ای به عنوان یک دارایی مهم مورد توجه است و در بخشهای خصوصی و دولتی جهت ایجاد مزیت رقابتی مدیریت می‌شود. اما اینکه چطور دولت ها پروژه‌های مدیریت دانش را اجرایی کنند و اینکه چطور دولتها فعالیتهای مدیریت دانش را در فرایندهای عملیاتی سازمان بکار گیرند هنوز خیلی واضح نمی‌باشد. در سالهای اخیر بسیاری از صاحبنظران به این موضوع توجه کرده‌اند که دولتها به وسیله فعالیتهای مدیریت دانش به راندمان مدیریتی بهتری دست یابند و اطلاعات صحیح و به موقعی به افراد منتقل کنند و همچنین سطوح رضایت مدیریتی را افزایش دهند. موفقیت سازمانها بطور فزاینده‌ای به این موضوع وابسته است که چطور بطور موثر سازمان می‌تواند دانش را بین کارکنان سطوح مختلف سازمانها جمع آوری، ذخیره و بازیابی کند(مام فورد، لیکونان[1]،2004).

    از طرفی سازمان‌ها همواره تحت تاثیر محیط پیرامون خود قرار دارند که این عوامل غالباً کمتر تحت نظارت و کنترل سازمانها می‌باشند. چنانچه سازمانی بتواند این عوامل محیطی را شناسایی و کنترل کند بهتر می‌تواند حیات و بقای خود را تداوم بخشد. اما امروزه محیط سازمان ها به لحاظ تحولات علمی و فناوری روز به روز بی‌ثبات‌تر و پیچیده‌تر می شوند و حیات سازمان را تهدید می‌کند. در چنین شرایطی سازمان هایی موفق و کامیاب هستند که ضمن کسب دانش و آگاهی وسیع از عوامل محیطی، حفظ بقا و حیات خود، زمینه رشد و پویایی و افزایش عملکرد سازمان را بهبود و ارتقاء بخشند. یکی از راه‌های تحقق این امر مقوله «مدیریت دانش»  است(نامداری،1386).

    سازمانها می‌توانند منافع خاص خودش را به تناسب عملکردشان از مدیریت دانش استخراج کنند. این اتخاذ جهت­یابی، نیازمند برنامه‌ریزی مرتبطی متشکل از ابزارهای فنی سازمانی، عوامل هوشمند، نیازمندیهای پردازش دانش، و استراتژی مدیریت دانش است. در این پایگاه، ارزیابی آارایی سازمانی اساساً وابسته به سازمان است. مدیریت دانش در اینکه چگونه عرضه جهانی اش را با نیازهای شناسایی شده از بازار جهانی به خوبی منطبق نماید، چارچوبی برای راهنمایی تلاشهای عمده به وجود می آورد(جانسون و اِس چولز، ١٩٩٩، گنجی، 1383).

     

    - بیان مسئله

    دوره کنونی حیات بشری با تحولات و دگرگونی های شگفت انگیزی همراه است. سازمانها، بعنوان زیرمجموعه ای از حیات انسانی باید خود را برای رویارویی با این تحولات عظیم آماده نمایند در غیر این صورت از گردونه دنیای رقابتی خارج می شوند. منظور از این آمادگی، آمادگی صرف تکنولوژیکی و تجهیزاتی نیست بلکه سازمانها باید کارکنان یعنی سرمایه های اصلی و ارزشمند انسانی خود را آماده نمایند. (نوه ابراهیم، 1385: 11). در این دنیای متغیر، رقابتی، پرتلاطم و دانشی، اصول سنتی مدیریت و سازمان مانند دیوانسالاری، فرماندهی و کنترل و... مورد تاخت و تازه قرار گرفته است. راهبردهای مبتنی بر کنترل نزدیک یعنی کاربرد صرف مقررات و قوانین، دستورالعمل ها در اقتصاد دانش محور کارائی چندانی دربر نداشته و بهره زیادی را عاید سازمان نخواهد نمود و نیروی انسانی، در چنین شرایطی، بعنوان محوری ترین عنصر در حوزه مدیریت که در اعصار مختلف همواره مورد توجه خاص دانشمندان مدیریت قرار گرفته است، برای بروز استعداد، رفتار شایسته و خلاقیت های خود از انگیزه کافی برخوردار نمی شود. از طرف دیگر، سازمان نیز فرصت استفاده کافی و کامل از پتانسیل و ظرفیت های بالقوه سرمایه انسانی خود را از دست خواهد داد.

    اقتصاد دانش محور، اقتصادی است که در آن تولید، توزیع و استفاده از دانش منبع اصلی رشد و ایجاد ثروت است. اقتصاد دانش محور امروزی تغییرات گسترده ای در شرایط اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی جوامع ایجاد کرده اند. مسلم است که سازمانها نیز از تأثیر چنین تحولاتی مصون نمانده و دچار تغییرات بنیادینی شده اند. اهمیت یافتن فزآینده دانش بعنوان عامل تعیین کننده موفقیت و رقابت پذیری سازمانها موجب شده است که مدیریت دانش بعنوان وظیفه ای حیاتی محسوب شده و سازمانها تلاش می کنند از طریق خلق، حفظ، انتقال و استفاده از دانش برای اصلاح و بهبود فعالیتها و عملکرد خویش به سازمانی یادگیرنده تبدیل شوند. (لی و چوی[2]، 2003)

    مدیریت دانش شیوه ای جدید برای تفکر در مورد سازمان و تسهیم منابع فکری و خلاقانه سازمان است. مدیریت دانش به تلاش هایی اشاره دارد که بطور سیستماتیک برای یافتن، ساماندهی و قابل دسترس نمودن سرمایه های فکری سازمان و تقویت فرهنگ یادگیری مستمر و تسهیم دانش در سازمان صورت می گیرد.

    بسیاری از سازمانها با تمرکز بر مدیریت دانش و سرمایه گذاری های گسترده  به دنبال دسترسی به مزایای حاصل از آن هستند و تلاش می کنند با پیاده سازی مدیریت دانش عملکرد خود را بهبود بخشند (راستوجی[3]، 2000).

    در مواجه با این شرایط، اولین موج تلاشها جهت کسب بهره وری و اثر بخشی سازمانی بر نصب سخت افزارها و استفاده از تکنولوژیها و فناوریهای تجهیزاتی مدرن و به روز استوار بودند و به موازات آنکه عوامل انسانی و اجتماعی توجهات فزآینده ای را به خود جلب نمود، تلاشهایی برای یکپارچگی نرم افزارها و مغز افزارها با موارد پیش گفته صورت پذیرفت. به رغم داونپورت و پروساک (2000) اکثر سازمانها گامهای اولیه تکنولوژیکی و تجهیزاتی موردنیاز جهت ارتقاء سطح بهره وری سازمانی را برداشته اند، اما به وضع ثابتی رسیده اند که دیگر ارزش افزوده ای را برای آنها ایجاد نمی کند. تغییر این وضعیت مستلزم تغییرات عمده و تمرکز بر جنبه های کلیدی نظیر فرهنگ، ساختار و دیگر حوزه های اجتماعی سازمان نظیر بهره گیری از سرمایه های سازمانی است (داونپورت[4] و پرساک[5]، 2000: 101).

    آنچه در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد، این است که کسب مزایای رقابتی و بهره وری پایدار در اقتصاد دانشی، مستلزم تغییر رفتار کلیه اعضای شرکت در سطوح مختلف و این مهم نیز مستلزم تغییر باورها و طرز تلقی های افراد است. نباید فراموش نمود که تغییر رفتار نه با گام های ساده ای چون خرید تکنولوژی، ملزومات و ابزارهای پیشرفته و نه با تغییر اسامی پدیده های سنتی به اسامی نو و وانمود کردن به تبعیت از شرکت های پیشگام میسر و محقق نمی گردد. بهترین توصیف از این مفهوم را می توان در توجه به واژگان «سرمایه های فکری» سازمان بیان نمود. و از آنجایی که سازمان فنی و حرفه ای به دلیل نوع فعالیت، همواره با تغییرات گسترده و مداومی روبرو هستند، لذا مدیران و کارشناسان سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان به ضرورت و بکار گیری شیوه های نوین از جمله پیاده سازی صحیح مدیریت دانش و شناسایی عوامل موثر در تسهیل مدیریت دانش در سازمان خود پی برده و در صدد اجرای آن برآمدند. بدین جهت پژوهش حاضر جهت مطالعه و بررسی نقش سرمایه های فکری در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان صورت نپذیرفته است.

    1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:

    تحولات شتابان، سریع و شگرف کنونی در محیط سازمانها و تلاش آنها به منظور اعمال مدیریت صحیح و کارآمد تغییرات، بیانگر این است که برای برخورد درست با چالشها که تهدیدی برای بقا سازمان تلقی می-شود و تبدیل آنها به فرصتهای رشد و توسعه و افزایش بهره‌وری سازمانها، به تجهیز سازمانها به دانش و مدیریت درست آن نیاز است تا بتوان از مسیر پرپیچ و خم تحولات دنیای کنونی، روند رشد را در سازمان به شکلی مناسب تکامل بخشید، زیرا فقط با سرمایه دانش می‌توان سرمایه طبیعی و انسانی را به ثروت تبدیل و با توانمندی های به دست آمده، مسیر توسعه و پیشرفت را هموار کرد(کاملی،1387).

    مدیریت دانش در واقع توجه مدیران را به آنچه که داشته‌اند ولی استفاده مؤثری از آن نمی‌کرده‌اند، جلب می‌کند. مهم ترین این عامل‌ها عبارتند از: اطلاعات و نیروی انسانی. همچنین مدیریت دانش به افزایش اثربخشی سازمانی یاری کرده و به افراد کمک می کند تا تجربه ها، داده‌ ها و دانش خود را برای بهبود عملکرد سازمان به کار گیرند(شائمی برزکی،1384).

    هویسمن[6](2006)معتقد است مدیریت دانش فرایندی چالش­انگیز است، زیرا شناخت ارزش واقعی آن دشوار بوده و به کارگیری مطلوب آن به نحوی که برای سازمان ایجاد مزیت رقابتی نماید، دشوارتر است. اینک مدیران تلاش می­نمایند از طریق مدیریت دانش، دانش انباشته در ذهن اعضای سازمان را استخراج نموده و آن را در میان تمامی افراد تسهیم نمایند. در این حالت دانش ذخیره شده در سیستم، تبدیل به یک منبع قابل استفاده دائمی گشته و مزیت رقابتی پایدار جهت سازمان فراهم می­نماید.

    در سالهای اخیر، سازمانها و شرکتهای مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و مفاهیم جدیدی چون کار دانشی، دانشکار، مدیریت دانش و سازمان دانشی، خبر از شدت یافتن این روند می دهند. دراکر با بکارگیری این واژگان خبر از ایجاد نوع جدیدی از سازمانها می دهد که در آنها بجای قدرت بازو، قدرت ذهن حاکمیت دارد. بر اساس این نظریه در آینده جوامعی می توانند انتظار توسعه و پیشرفت داشته باشند که از دانش بیشتری برخوردار باشند. (ابطحی و صلواتی، 1385: 3)

    مزیت رقابتی آینده به شکل توانایی سازمانها در مدیریت دانش و اطلاعات جلوه گر خواهد شد و سرمایه های فیزیکی و مالی، جای خود را به سرمایه های فیزیکی و ذهنی می دهند و قدرت ذهن1، قدرت غالب و مسلط درعرصه رقابت جهانی می گردد. در چنین فضایی که دانش مولد ثروت است، نیروی کار غالب دانشکاران بوده و جامعه باید از مدیرانی که آنان را آفرینش گر و اعجاز آفرین نام نهاده اند، برخوردار باشد تا بتواند خود را در صحنه رقابت جهانی مطرح سازد و پیامی درخور برای گفتن داشته باشد.

  • فهرست پایان نامه نقش سرمایه های فکری در تسهیل مدیریت دانش در سازمان فنی و حرفه ای استان سیستان و بلوچستان

    فهرست:

    فصل اول. 1

    1-1-مقدمه. 2

    1-2-تعریف موضوع (بیان مسئله) 4

    1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق: 6

    1-4-اهداف تحقیق.. 7

    1-4-1- اهداف اصلی.. 7

    1-4-2- اهداف فرعی پژوهش: 7

    1-5-سوالات تحقیق.. 7

    1-6-قلمرو تحقیق.. 8

    1-6-1-قلمرو موضوعی تحقیق: 8

    1-6-2-قلمرو زمانی تحقیق: 8

    1-6-3-قلمرو مکانی: 8

    1-7-جامعه آماری و روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه. 8

    1-8-ابزارهای گردآوری داده ها 8

    1-9-تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح سرمایه فکری.. 9

    1-9-1-تعریف نظری: 9

    1-9-2- تعریف عملیاتی: 9

    فصل دوم. 10

    مقدمه. 11

    2-1-بخش اول: پیشینه تحقیق.. 13

    2-1-1-پیشینه خارجی تحقیق.. 13

    2-1-2-پیشینه داخلی تحقیق.. 14

    2-2-بخش دوم: مدیریت دانش... 15

    2-2-1. تاریخچه مدیریت دانش... 18

    2-2-2. تعریف مدیریت دانش... 20

    2-2-3. اصول مدیریت دانش... 24

    2-2-4-اهمیت و مزایای مدیریت دانش... 25

    2-2-5-اهداف مدیریت دانش... 26

    2-2-6-رویکردهای مدیریت دانش... 27

    2-2-7-اجزا و عناصر مدیریت دانش... 29

    2-2-8-چارچوب نظری مدیریت دانش... 29

    2-2-8-1- مدیریت دانش از منظر مدیریت استراتژیک... 29

    2-2-8-2-مدیریت دانش از منظر سیستم های اطلاعاتی.. 30

    2-2-8-3-مدیریت دانش از منظر رفتار سازمانی.. 33

    2-2-8-4-مدیریت دانش از منظر مدیریت تولید. 33

    2-3- بخش سوم : سرمایه فکری.. 35

    2-3-1-مفهوم سرمایه فکری.. 36

    2-3-2-مفهوم سازی های سرمایه فکری.. 37

    2-3-3-سرمایه انسانی.. 38

    2-3-4-سرمایه ساختاری.. 40

    2-3-5-سرمایه مشتری/ رابطه ای.. 43

    2-3-6-سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار 45

    2-3-7-اندازه گیری و گزارش دهی سرمایه فکری.. 46

    2-3-7-1-حسابداری منابع انسانی.. 47

    2-3-7-2-ارزش افزوده اقتصادی.. 48

    2-3-7-3- کارت امتیازدهی متوازن. 49

    2-3-7-4- سرمایه فکری- اسکاندیانویگیتور 49

    2-3-8-فرق بین سرمایه فکری با مدیریت دانش و مدیریت نامشهودها: 52

    2-3-8-1- فرق مدیریت دارایی های نامشهود و مدیریت دانش... 53

    2-3-8-2-تمایز مدیریت دانش و مدیریت سرمایه های فکری.. 53

    2-3-8-3-ارتباط میان سرمایه های فکری و مدیریت دانش... 54

    2-3-9-مدل مفهومی و تحلیلی تحقیق.. 56

    2-3-10-خلاصه و نتیجه گیری.. 58

    فصل سوم. 59

    روش شناسی تحقیق.. 59

    3-1 روش تحقیق.. 60

    3-2 جامعه آماری و حجم نمونه. 60

    3-3 ابزار گردآوری اطلاعات.. 60

    3-4 روایی و پایایی پرسشنامه. 60

    3-4-1 تعیین روایی (اعتبار) پرسشنامه. 60

    3-4-2 تعیین پایایی پرسشنامه. 61

    3-5 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات.. 61

    3-6 خلاصه فصل سوم. 61

    فصل چهارم. 62

    تجزیه و تحلیل یافته ها 62

    4-1. مقدمه. 63

    4-2- تجزیه و تحلیل یافتهها 63

    فصل پنجم. 68

    5-1 مقدمه. 68

    5-2 مرور موضوع تحقیق.. 68

    5-3 یافته های تحقیق در انطباق با نتایج به دست آمده از تحقیقات پیشین.. 68

    5-4 خلاصه یافته های تحقیق.. 69

    5-5 پیشنهادات کاربردی مرتبط با یافته های تحقیق.. 69

    5-6 پیشنهادات جهت محققین آینده 70

    5-7 مشکلات و تنگناهای تحقیق.. 70

    منابع: 71

     

    منبع:

    منابع فارسی

    1. ابطحی، سید حسین و صلواتی، عادل، (1385)، "مدیریت دانش در سازمان"، تهران: انتشارات پیوند نو

    2. آذر، عادل (1379). آمار و کاربرد آن در مدیریت جلد دوم، تهران: انتشارات سمت.

    3. اکبرپور شیرازی، محسن و کاظمی صفت، دره (1386)، "مطالعه تطبیقی مدل های سنجش آمادگی سازمانی جهت پذیرش مدیریت دانش"، اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش، مرکز همایش های بین الملی رازی، تهران.

    4. ایران نژاد پاریزی، مهدی (1378). روش های تحقیق در علوم اجتماعی، تهران: نشر میدان.

    5. بازرگان، عباس و همکاران (1380). روش های تحقیق در علوم رفتاری، تهران: مؤسسه انتشارات آگاه.

    6. بازرگان، عباس (1381)، "روش تحقیق در علوم رفتاری"، تهران: انتشارات آگه.

    7. برگرون، برایان، (1386)، "مبانی مدیریت دانش"، ترجمه محمد قهرمانی و سید محمد باقری، تهران، مؤسسه تحقیقات و آموزش نیرو.

    8. حافظ نیا، محمد (1377)، "مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی"، تهران: انتشارات سمت.

    9. حافظ نیا، محمد (1377)، مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، تهران: انتشارات سمت.

    10. دلاور، علی (1380)، مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی، تهران: انتشارات رشد.

    11. رابینز، استیفن پی (1378)، رفتار سازمانی، ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی، دفتر پژوهش های فرهنگی.

    12. سکاران، اوما (1381)، روش های تحقیق در مدیریت؛ ترجمه ی محمد صائبی و محمود شیرازی، تهران: مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی.

    13. سکاران، اوما (1381). روش های تحقیق در مدیریت؛ ترجمه ی محمد صائبی و محمود شیرازی، تهران: مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی.

    14. صالحی صدقیانی، جمشید (1381). تحلیل آماری پیشرفته، تهران: نشر هوای تازه.

    15. عبداللهی، بیژن و نوه ابراهیم، عبدالرحیم (1385)، توانمندسازی کارکنان، کلید طلایی مدیریت منابع انسانی، تهران: نشر ویرایش.

    16. عبداللهی، بیژن و نوه ابراهیم، عبدالرحیم (1385)، توانمندسازی کارکنان، کلید طلایی مدیریت منابع انسانی، تهران: نشر ویرایش.

    17. قهرمانی، محمد، باقری، سید محمد، (1386)، "مبانی مدیریت دانش"، برایان بر گرون، تهران: مؤسسه تحقیقات و آموزش نیرو.

    18. کاکاوند، علیرضا و عبدالمجید نگارش نژاد (1383)، روش تحقیق در علوم رفتاری، کرج: انتشارات سرافراز.

    19. کرلینجر، فرد. ان (1376). مبانی پژوهشی در علوم رفتاری؛ ترجمه ی حسن پاشاشریفی و جعفر نجفی زند، انتشارات آوای نو.

    20. موغلی، علیرضا، (1382)، "طراحی الگوی رهبری تحول آفرین در سازمان های اداری ایران"، فصلنامه دانش مدیریت، پاییز، شماره 62.

    21. نادری، عزت الله و مریم سیف نراقی (1374). روش های تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی، تهران: دفتر تحقیقات و انتشارات بدر.

    22. نعمتی، محمدعلی، (1384)، "مدیریت دانش و آموزش عالی: مفاهیم و رهیافت ها نامه آموزش عالی"، شماره 12.

     

     

    منابع انگلیسی

    1. Bhatt, G., (2002), "Management strategies for individual knowledge and organizational knowledge", Journal of Knowledge Management, Vol. 6 No, 1, pp: 31-39.

    2. Bierly, P. E., Kessler, E. H. Christensen, E. W. (2000) "Organizational learning Knowledge & wisdom" Journal of Organizational change Management. Vol13, no6, pp: 595.

    3. Boisot, M. (1995). Information space: A framework for learning in organizational institutions and cultures. London: Routledge.

    4. Bontis , N. and girardi. j (2000). " teaching knowledge management and intellectual capital lessons: an empirical examination of the TANGO simulation". International journal of technology management.20, 5/6/7/8/,pp.545-555.

    5. Bontis , N., Chue Chong keow, W., and Richardson, S. (2000) Intellectual Capital and business performance in Malaysian industries. Journal of Intellctual Capital., Vol. I No, I, pp. 85-100.

    6. Bontis, N. (1996) Theres a price on your head: managing intellectual capital strategically" . Business Quarterly Summer, pp. 41-47.

    7. Bontis, N. (2000). CKO Wanted – Evangelical Skills Necessary: A Review of the Chief. Knowledge Officer Position. Knowledge and Process Management.Vol. 7 No.4, in press.

    8. Bontis,N. (1998) Intellectual capital: an exploratory, study that develops measures and models. Managing, Decision 36(2), pp. 69-76.

    9. Bontis, N. (1999) Managing organizational knowledge by diagnosing intellectual capital: framing and advancing the state of the field, International Journal of technology Management, Vol. 18 No. 5/6, pp. 433-62.

    10. Brooking, A., (1996), Intellectual capital, London: International Thompson Business Press,: London.

    11. Chase, R. (1997), "The knowledge-Based Organization: An International Survey, "The Journal of knowledge Management Volume I Number1.pp: 38-49.

    12. Chen, J., Zhu, Z., &Xie, H. Y. (2004). Measuring intellectual capital: a new model and empirical study. Journal of Intellectual Capital, 5(1), 195-212.

    13- Cohen, D., &Prusak, L. (2001). in good company – how social caoital makes organizations work. Harvard business school press, Boston, Massachusetts.

    14. Coleman, j. s. (1988) "social capital in the creation of human capital". American journal of sociogy, 94(supplement):s95-s120.

    15. Coleman, J., katz, e. et al. (1966) Medical Innovation: A diffusion Study. Indianapolis, IN: Bobbs-Merrill.

    16. Colman . j. s.(1990). Foundations of social theory. Cambridge, MA: Harvard university.

    17. Davenport, T .H .andPrusak, L. (2000), "working knowledge, How organizations manage what they know?" Harvard business school press, Boston, MA.

    18. Davenport, T .H .andPrusak, L. (2000), "working knowledge: How organizations manage what they know? " Harvard business school press, Boston, MA.

    19. Edvinsson, L. (1997). Developing intellectual capital at Skandia, Long Range Planning. Vol. 30, No.3,pp. 366-373.

    20. Edvinsson, L. and Malone, M. (1997), Intellectual capital: realizing your company's true value byfinding its hidden brainpower, New York: Harper Collins.

    21. Fornell, C., (1992) A national customer satisfaction barometer: the Swedish experience. Journal of Marketing, Vol. LVI, January, pp. 6-21.

    22. Gold, A. H. Malhotra A. &segar A. H. (2001) "knowledge management: An Organizational capabilities perspectives", Journal of management information systems, Vol. 18, No. 1, pp: 185-214.

    23. Grojer, J. E. and petty, R. (2000), the annual reporting of intellectual capital in Australias largest companies, australias CPA.

    24. Gupta, J. N. d. & Sharma, S. K. (2004), "Creating knowledge Based organizations", Idea Group Publishing, pp. 1-15.

    25. Hackett, B. (2000) "Beyond knowledge Management: New ways to work & learn", New York: Conference Broad.

    26. Harvey. M. G and lusch ,R.f. (1999) " Balancing the intellectual capital books: intangible liabilities". European management journal. 17(1), pp. 85-92.

    27. Hermanson, R. (1964) Accounting for human assets. Bureau of Business and Economic Research, Michigan State University.Occasional Paper, n. 14.

     28. Husman , R. and Goodman, J. (1999), leading with knowledge: the nature of competition in the 21 century, sage, London.

    29. Johanson, u. (1999), mobilizing change: characteristics Kaplan, R. S. and Norton, D. P., (1992), 'The Balanced Scorecard- measures that drives performance', Harcard Business Review, Vol. 70, No. 1, pp. 71-79.

    30. Kohli, A. K. and jaworski, B. J.(1990). "Market orientation: the

    31. Lank, E. "Leveraging invisible assets: the human factor. "Long Range. Planning, Vol 30 No(3), 1997, pp 406- 412.

    32. Lank, E. (1997). Leveraging invisible assets: the human factor.Long Range. Planning, V30(3), pp 406- 412.

    33. Lee, H. and choi, B, (2003), "Knowledge Management enablers, process and organizational performance": An Integrative view and empirical Examination, Journal of Management Information Systems, vol. 20, No. 1.

    34. Lopez, P. L. Peon, M. M. &Ordas, J. V. S. (2004) "Managing culture: The link between culture and organizational learning", Journal of knowledge Management, vol. 8, no. 6, pp. 93-104.

    35. Mayere. A. Vinot, F. (1993) "Firm structures and production networks in intellectual services", the free press, New York, NY.

    36. McGill, M. J. Slocum & D. Lei, (1992) "Management practices in learning organization", organizational dynamics summer, Vol. 21, No, 1, pp: 5-17.

    37. McMillin, k. (2000). Knowledge management lessons aiding e-commerce grouth. Oil & Gas Journal, 2-3.

    38. Moran. P., &Ghoshal, S. (1996) "value creation by firms. In J. b. Keyes & L. N dossier (Eds), Academy of management best paper proceedings, 41-45.

    39. Motwani, J &Gopalakrishna, P & Subramanian, R (2004), "source of knowledge acquisition by U. S managers: an empirical analysis", Idea Group publishing, pp. 16-19.

    40. Newman, B. &Conard, D. (1999) "The knowledge Management forum. Available at: www. Km-forum.Org.

    41. Nonaka I., Ryoko, T. and Akiya N (2000) A firm as a knowledge- creating: a new perspective on the theory of the firm. Industrial and Corporate change, Oxford, vol.9, no.1, pp.1-20.

    42. Nonaka, I. and Takeuchi, H. (1995). "The knowledge-Creating Company. New york: Oxford University Press.

    43. Nonaka, I. and Takeuchi, H., (1995), The knowledge-creating Company, Oxford: Oxford University Press.

    44. Nonaka, I. and Takeuchi, H., (1995), The knowledge-creating Company, Oxford: University Press. Ocford.

    45. Olve. N. G., roy, J. and wetter, M. (1999), A practical guide to using the balanced scorecard- performance drivers, john wiley& son, chichester.

    46. Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD), (1999), 'Guidelines and instructions for OECD Symposium', International Symposium Measuring and Reporting Intellectual Capital: Experiences, Issues, and Prospects, June, Amsterdam, Paris: OECD.

    47. Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD), (2000), Final report: Measuring and Reporting Intellectual Capital: Experience, Issues, and Prospects, Paris: OECD.

    48. Petty, R. and Guthrie, J., (1999), 'Managing intellectual capital from theory to practice', Australian CPA, August, 1999, pp. 18-21.

    49. Piercy, N., Cravens, D., (1994), "The network paradigm and the marketing organization", European Journal of Marketing, Vol. 29, no,3,pp: 7-34.

    50. Rastogi, P. N. (2000) "knowledge management & intellectual capital- The new virtuous reality of competitiveness". Human Systems Management, Vol.9, no,1, pp: 39-46.

    51.Roos, G. &Roos, J., (1997), 'Measuring your Company's Intellectual Performance'. Long Range, Planning, Vol. 30, No. 3, pp. 413-426.

    52. Roos, J., Roos, G., Dragonetti, and Edvinsson, L., (1997), Intellectual Capital: Navigating in, the new business landscape, MacMillan, Houndmills, Basingtoke.

    53. Roos, J., Roos, G., Dragonetti, N. and Edvinsson

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت