پایان نامه برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد
رشته روانشناسی عمومی
زمستان 91
بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی اجتماعی کودکان پیشدبستانی و تأثیر آن بر رفتار اجتماعی، روابط با همسالان، خودگردانی هیجانی و مهارتهای اجتماعی کودکان.
مقدمه:
ژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی اجتماعی کودکان پیشدبستانی انجام شده است. در این پژوهش از طرح آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل استفاده شده و جامعه آماری شامل کلیه کودکان پیشدبستانی شهر تهران بوده است. برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای استفاده شد و دو مهدکودک انتخاب گردید که یکی به عنوان گروه آزمایشی و دیگری به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. آموزش تنظیم هیجان در قالب 11 جلسه درس اجرا شد و هر دو جلسه در یک هفته، به مدت 14 هفته و همراه با جلسات تکمیلی برگزار گردید. برای ارزیابی تغییرات ایجادشده در رفتار اجتماعی کودکان، آزمون ارزیابی رفتار اجتماعی اقتباسشده از ویر و داوین در دو مرحله پیش از آموزش و پس از آموزش توسط مربیان تکمیل شد. دادههای پژوهش نیز با استفاده از روش آماری t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد تفاوت نمرات پیشآزمون و پسآزمون در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل بزرگتر و معنادارتر بوده است. بر اساس این یافته، آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی اجتماعی کودکان پیشدبستانی مؤثر بوده است.
شایستگی اجتماعی یکی از سازههای مهم در رشد کودکان است و به توانایی آنان برای مشارکت در تعاملات اجتماعی، دستیابی به اهداف اجتماعی، ایجاد و حفظ روابط دوستی و کسب پذیرش از سوی همسالان اشاره دارد. توجه به این تواناییها در سالهای اخیر افزایش یافته است؛ زیرا مشکلات روابط با همسالان میتواند با سازگاری ضعیف تحصیلی، هیجانی و اجتماعی همراه باشد. مشکلات اجتماعی کودکان ممکن است به صورت رفتارهای نابهنجار بروننمود، مانند ویرانگری و پرخاشگری، یا رفتارهای دروننمود، مانند کنارهگیری و اضطراب اجتماعی، بروز کند. از این رو، در کنار یادگیری مهارتهایی مانند خواندن و محاسبات ریاضی در دوره پیشدبستانی، کسب تواناییهای لازم برای موفقیت در روابط اجتماعی نیز اهمیت دارد.
هیجانها یکی از عناصر اصلی تعاملات اجتماعی هستند و برای فرد برقرارکننده ارتباط و دریافتکننده ارتباط، منبع مهمی از اطلاعات محسوب میشوند. محتوای هیجانی یک رابطه میتواند معنای ارتباط را مشخص کند و بدون اطلاعات عاطفی، دریافت اطلاعات عاطفی و تجربه حالت عاطفی، تصور یک رابطه اجتماعی دشوار است. اداره هیجانها به شکل سازشیافته با محیط برای کارکرد اجتماعی و بهزیستی روانشناختی ضرورت دارد. تنظیم هیجان نیز فرایندهای درونی و بیرونی است که مسئول آگاهی، ارزیابی و اصلاح وقوع، طول مدت و شدت واکنشهای هیجانی بوده و در جهت دستیابی به خواستههای فرد عمل میکند.
رابطه میان تنظیم هیجان و شایستگی اجتماعی از موضوعات مهم مورد توجه در پژوهش حاضر است. تحقیقات مربوط به نظریه شناخت اجتماعی، دو حوزه نظریه ذهن و فهم هیجان را مورد توجه قرار دادهاند. نظریه ذهن به درک رشدیابنده کودک از حالتهای ذهنی دیگران، از جمله باورها، افکار و خواستههای آنان مربوط میشود و فهم هیجان به توانایی کودک برای رمزگشایی حالتهای هیجانی شخص دیگر اشاره دارد. رشد هر دو مهارت میتواند به پرورش شایستگی اجتماعی کمک کند. شایستگی اجتماعی کودکان تا اندازهای به توانایی آنان در تشخیص و استنباط دقیق حالتهای هیجانی دیگران وابسته است و فراگیری مهارتهایی مانند تنظیم هیجان، مهارتهای شناخت اجتماعی و رفتارهای ارتباطی مثبت، در شکلگیری آن نقش دارد.
کودکان و نوجوانانی که از مهارتهای بهتر تنظیم هیجان برخوردارند، شایستگی اجتماعی بیشتری دارند، در میان همسالان رتبه بالاتری کسب میکنند، روابط باکیفیتتری دارند و در مقایسه با همسالانی که مهارت تنظیم هیجان ضعیفتری دارند، رفتار اجتماعی مطلوبتری نشان میدهند. همچنین مهارتهای تنظیم هیجان میتوانند شایستگی اجتماعی کودکان را در مراحل بعدی رشد پیشبینی کنند. بنابراین، آموزش تنظیم هیجان در دوره کودکی اولیه میتواند از نظر رشد اجتماعی و هیجانی اهمیت داشته باشد.
دوره پیشدبستانی مرحلهای مهم در رشد هیجانی کودکان است. کودکان بین دو تا شش سالگی در تواناییهای هیجانی پیشرفت میکنند و مجموعه این تواناییها تحت عنوان شایستگی هیجانی شناخته میشود. کودکان پیشدبستانی در این دوره آگاهی هیجانی بیشتری به دست میآورند و بهتر میتوانند درباره احساسات صحبت کنند و به علائم هیجانی دیگران واکنش مناسب نشان دهند. خودگردانی هیجانی آنان نیز پیشرفت میکند و بهویژه توانایی آنان برای کنار آمدن با هیجانهای منفی شدید افزایش مییابد. تجربه هیجانهای خودآگاه و همدلی نیز در این دوره شکل میگیرد و به رشد درک اصول اخلاقی کمک میکند.
کودکان پیشدبستانی به تدریج میتوانند درباره علتها، پیامدها و علائم رفتاری هیجان صحبت کنند و آگاهی آنان از این موضوعات از نظر دقت و پیچیدگی افزایش مییابد. آنان همچنین میتوانند پیشبینی کنند که یک همبازی پس از ابراز هیجانی خاص چه رفتاری خواهد داشت و روشهایی برای تسکین احساسات منفی دیگران، مانند در آغوش گرفتن برای کاهش غم، به کار گیرند. با این حال، کودکان پیشدبستانی در تفسیر موقعیتهایی که نشانههای متضاد درباره احساس فرد ارائه میکنند، با مشکل مواجه هستند. همچنین به دلیل آگاهی محدود از فعالیتهای ذهنی، ممکن است هیجانها را بیشتر با اشاره به حالتهای بیرونی و نه حالتهای درونی توضیح دهند.
توانمندیهای هیجانی کودکان با افزایش سن افزایش مییابد و رشد هیجان روندی تحولی دارد. این موضوع ارتباط متقابل شناخت و هیجان را نشان میدهد. در این زمینه، نظریههای رشد و یادگیری نیز اهمیت پیدا میکنند. ژان پیاژه بر این باور بود که کودکان باید از طریق فعالیت و عمل در محیط، ساختارهای ذهنی و فیزیکی خود را بسازند. هنگامی که کودکان مستقیماً بر محیط تأثیر میگذارند، ساختارهای آنان تغییر کرده و تفکرشان رشد میکند. در مقابل، ویگوتسکی بر ارتباط متقابل رشد و یادگیری تأکید داشت و یادگیری را فرایندی میدانست که امکان افزایش ساختارهای مفهومی را فراهم میکند. بر اساس دیدگاه ویگوتسکی، یادگیری مناسب میتواند موجب رشد شود.
بررسی رشد هیجانی کودکان این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان با استفاده از آموزشهای تنظیم هیجانی به کودکان کمک کرد تا به سطح بالاتری از رشد شناختی و هیجانی دست یابند. بر اساس شواهد پژوهشی، اگر چنین آموزشهایی مفید باشند، باید تغییراتی در رفتار اجتماعی کودکان مشاهده شود. پژوهش حاضر نیز با تکیه بر همین مسئله، تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی اجتماعی کودکان پیشدبستانی را مورد بررسی قرار داده است.
اهمیت شایستگی اجتماعی در دوره کودکی اولیه از آن جهت است که این مهارتها موفقیت کودکان را در موقعیتهای خارج از خانه افزایش میدهند. کودکانی که شایستگی اجتماعی خود را در دوران کودکی اولیه پرورش میدهند، با احتمال کمتری در معرض مشکلات رفتاری و هیجانی، شامل مشکلات درونیشده و بیرونیشده، قرار میگیرند. همچنین شایستگی اجتماعی در شکلگیری نگرش مثبت نسبت به مدرسه و پیشرفت تحصیلی نقش دارد. بنابراین، تقویت این توانایی در دوره پیشدبستانی میتواند در سازگاری بهتر کودک با محیطهای اجتماعی و آموزشی مؤثر باشد.
آموختن تنظیم هیجان یکی از وظایف رشدی مهم دوران کودکی اولیه است. کودکان پیشدبستانی در موقعیتهای استرسآمیز، مانند تعارض با همسالان، ممکن است در تنظیم هیجان و رفتار خود با مشکل مواجه شوند. الگوهای ناسازگارانه تنظیم هیجان نیز با مشکلات درونیشده و بیرونیشده در سنین مدرسه و پس از آن ارتباط دارند. از این منظر، آموزش مهارتهای تنظیم هیجان میتواند به عنوان روشی برای کمک به کودکان در مدیریت واکنشهای هیجانی و بهبود تعاملات اجتماعی آنان مورد توجه قرار گیرد.
در پژوهش حاضر، آموزش تنظیم هیجان به عنوان متغیر مداخلهای و شایستگی اجتماعی به عنوان متغیر مورد بررسی قرار گرفته است. استفاده از گروه آزمایش و کنترل امکان مقایسه تغییرات رفتاری کودکان را فراهم کرده است. ارزیابی رفتار اجتماعی پیش از آموزش و پس از آموزش نیز زمینه بررسی میزان تغییرات ایجادشده در اثر آموزش را فراهم کرده است. معنادار بودن تفاوت میان نمرات پیشآزمون و پسآزمون گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل، نشاندهنده اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی اجتماعی کودکان پیشدبستانی است.
در مجموع، یافتههای پژوهش نشان میدهد که رشد هیجانی و اجتماعی کودکان پیشدبستانی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و توانایی تنظیم هیجان میتواند در کیفیت تعاملات اجتماعی کودکان نقش داشته باشد. آموزش تنظیم هیجان با ایجاد فرصت برای شناخت، ارزیابی و اصلاح واکنشهای هیجانی میتواند به کودکان کمک کند تا در موقعیتهای اجتماعی واکنشهای سازگارانهتری نشان دهند. با توجه به اهمیت روابط با همسالان، پذیرش اجتماعی، رفتار مطلوب اجتماعی و پیشگیری از مشکلات رفتاری و هیجانی، توجه به آموزش تنظیم هیجان در دوره پیشدبستانی میتواند بخشی از فرایند رشد اجتماعی و هیجانی کودکان باشد. نتیجه اصلی پژوهش نیز تأیید میکند که آموزش تنظیم هیجان بر شایستگی اجتماعی کودکان پیشدبستانی مؤثر است.
Abstract
The purpose of this study was to investigate effectiveness of education of emotion regulation on social competence in preschool children. In this study, the control-exprimental design was used. The statical society was contained total preschool children in Tehran. 2 pre-school educational centers was choiced by multi-level clustering sampling. Education of emotion regulation contained 11 lessons that two sessions was in one week, duration of this process was 14 weeks.’The evalution of social behaviors ‘ from Weea and Davin(1980) was used and educationers was completed in pre-education and post-education. From t independent test was used for data analysis.The differences between data of pre-education and post-education was significant statiscally.
Key words:
education of emotion regulation, social competence, preschool children
منابع فارسی
برک،لورا(2007).روانشناسی رشد( از لقاح تا کودکی)،ویرایش چهارم.ترجمه یحیی سیدمحمدی.تهران:نشر ارسباران،1389
جدیدی،هوشنگ(1375).برسی تاثیر الگوی رفتار والدین بر توانایی حل مسایل اجتماعی دانش آموزان شهرستان خمین.پایان نامه ی کارشناسی ارشد چاپ نشده دانشگاه تهران.
کرین،ویلیام سی(1998).نظریه های رشد،ترجمه ی علیرضا خویی نژاد و غلامرضا صفایی.انتشارات رشد،1384.
منابع انگلیسی
Adela Moraru, Mihaela Stoica, Elena-Adriana Tomuletiu,Filpisan Monica.(2011). Evaluation of a program for developing socio-emotional competence in preschool children. Procedia –Social and Behavioral Sciences .( 30 ),pp(2161-2164).
Berk,L.E. ( 2007) .Child development. Allyn and Bacon.Boston, U.S.A
Bierman KL,Domittrovich CE,Nix RL,Gest SD,Welsh JA,Greenberg MT,Blair C,Nelson KE,Gills.(2008).Promoting academic and social-emotional school readiness: the headstart REDI program.Child development(79),pp(1802-17).
Bradley Raymond Trevor,Atkinson Mike,Tomasio Dana,Rees Robert A.( 2009 ). Facilitating Emotional Self-regulation in preschool children: efficacy of the early.
Brophy-Herb Holly E.Robert E.Lee,M.Angela Nievar,Gary Stollak.(2007 ).Preschooler ‘ssocial competence : Relations to family characteristics,teacher behaviors and classroom climate.Journal of Applied Developmental Psychology.(28),pp ( 134-148 ).
Brown, A.Chavaughn. (2011). The association between social-emotional competence and children ‘s academic readiness,Doctoral dissertation.George Mason university.
Cole,M.,John-Steiner.V.,Scribner,S.,and Souberman,E.(Eds).(1978).Mind in society:the development of higher psychological processes.Cambridge,MA:Harvard university press.ole, M., John-Steiner, V., Scr Mind in society: the development ~[" hi
Elias.J Maurice, Gara.A Michael, Schuyler.F Thomas, Branden.R Leslie, Sayette.A Michael.(2010).The promotion of social competence:Longitudinal study of a preventive school-based program.American Journal of orthopsychiatry. Volume 61, Issue 3, pages 409–417
Feldman,David henri. Flower,R.Clarke(1997).The natures of developmental change: Piaget,Vygotsky,and the transition process.New Ideas in psychol.3,pp(195-210).
Flavell,John.H(2004).Theory of mind development: Retrospect and prospect,Merril Quarterly,vol.50,no.3
Frey,Karin S, Nolen Suson Bobbitt, Edstrom Leihua Van Schoiack, Hirschstein Miriam K.(2005). Effects of a school-based social-emotional competence program: Linking children”s goals, attribotions and behavior. Applied developmental psychology (26), pp(171-200).
Greenberg Mark.T, Kusche Carol.A.(2010).A introduction to promoting alternative thinking strategies.The public of department of health and human services.www.samhsa.gov
Halberstadt Amy. G , Denham Susanne.A,Dunsmore Julie. C . ( 2001 ).Affective social competence. Department of psychology.North Carolina State University.
Hennessey Betha.A(2007).Promotion social competence in school-aged children:The effects of the open circle program.Journal of school psychology.(45),pp(349-360).
Macklem, Gayle L .(2007 ).Practitioner “ s Guide to Emotion Regulatio in School-aged Children.
McLaughin Katie,A., Hazenbuehler.Mark L, Mennin Douglas,S .,Nolen-Hoeksema Susan.( 2011 ).Emotion dysregulatio and adolosecent psychopathology : A prospective study.Behavioral Research and Therapy.(49 ),pp ( 544-554 ).
Raver, C. C., & Zigler, E. F. (1997). Social competence: An untapped dimension in evaluating Head Start's success. Early Childhood Research
Quarterly, 12, 363−385.
Razza,Rachel A. ,Blair,Clancy. ( 2009 ).Associations among false-belief understanding,executive function,and social competence : A longitudinal analysis. Journal of applied developmental psychology. ( 30 ),pp ( 332-343 ).