پایاننامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «.M.A»
گرایش:
سنجش و اندازه گیری(روانسنجی)
زمستان 1393
چکیده
طی دهههای گذشته، تعداد زیادی از روان شناسان و روانپزشکان بر اهمیت سازگاری و رشد مهارتهای هیجانی و اجتماعی در نوجوانان در طول تحصیلات آموزشگاهی تاکید داشتهاند. از جمله دلایل این توجه، آن است که سازگاری موفقیت آمیز افراد بسته به عملکرد یکپارچه توانش های هیجانی دارد. در واقع هوش هیجانی در پرورش سازگاری با تجارب و حوادث استرسزای وقوع یافته، پیش بینی اهداف مطلوب در آینده و نیز سازگاری با استرسهای مزمن نقشی اساسی دارد.
بنابراین، با توجه به اهمیت این مسئله و اینکه آخرین تحقیقات در این زمینه روی مقیاسهای قدیمی انجام شده بود و در آنها کمتر ابعاد سازگاری مورد توجه قرار گرفته بود و بنابر ضرورت استفاده از آزمونهای جدید، مطالعهی حاضر، به منظور تعیین ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی در دختران دبیرستانی شهر بابل انجام شده است.
در این مطالعه توصیفی - پیمایشی، جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دبیرستانی بابل که به تعداد 7568 نفر بوده اند، میشود. 400 دانشآموز ، به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه سازگاری "سینها" و "سینگ" و پرسشنامه هوش هیجانی "شات" بود. دادهها با استفاده از آزمون های آماری "کولموگروف – اسمیرنوف"، "آلفای کرونباخ"، "همبستگی پیرسون" و "تحلیل عاملی اکتشافی" جهت تأیید روایی، پایایی و همچنین تحلیل دیگر فرضیهها استفاده گردید.
نتایج حاصل ابتدا نشان میدهد مقدار آلفای کرونباخ برای کلّ سؤالات 97/0 و برای تکتکِ عناصر نیز بیشتر از 7/0 می باشد و به دلیل اینکه مقدار آزمونKMO ، 764/0 را نشان میدهد، همبستگیهای موجود بین دادهها برای تحلیل عاملی مناسب است و وضعیت روایی نیز مناسب تشخیص داده میشود و سپس نشان می دهد میان سازگاری (سازگاری اجتماعی با توجه به 0.353 r = ، سازگاری عاطفی با توجه به 0.459 r = و سازگاری آموزشی با توجه به 0.570r =) و هوش هیجانی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
واژگان کلیدی: سازگاری اجتماعی، سازگاری عاطفی، سازگاری آموزشی، هوش هیجانی، دانش آموزان دختر دبیرستانی
فصل یکم:
کلیات پژوهش
1 مقدمه
سازگاری[1] در نوجوانان به عنوان مهمترین نشانه ی سلامت روان آنان ، از جمله مباحثی است که در دهههای اخیر توجه بسیاری از جامعه شناسان، روان شناسان و مربیان را به خود جلب نموده است ، زیرا دورهی نوجوانی، دوره ی حساسی است و سازگاری در این دوره دستخوش تحولات عاطفی، جسمانی و ذهنی فوقالعاده شدیدی است و هنوز فرد به طور کامل رشد نیافته است. به همین علت ممکن است تأخیر در بلوغ عاطفی به دنبال خود مشکلاتی جدی در روابط بین فردی در نوجوانان و در روابط اجتماعی برای آنان پدید آورد. علاوه براین، رشد اجتماعی مهمترین جنبه ی رشد وجود هر شخصی است و معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هرکس سازگاری او با دیگران است. سازگاری مانند رشد جسمی، عاطفی و عقلی یک کمیت پیوسته است و به تدریج به کمال می رسد و در طول زندگی به طور طبیعی و در برخورد با تجربه ها حاصل میشود. به عبارت دیگر، با سپری شدن دوران کودکی و ورود به دوران نوجوانی، رشد روانی - اجتماعی از تحول ساده به تحولی عمیق و کیفی تبدیل می شود و نوجوان با به کارگیری مهارت های اجتماعی، میتواند جایگاه خود را در میان مراودات اجتماعی و ارتباط با همسالان و بزرگسالان پیدا کند و مورد پذیرش اجتماعی نیز قرار گیرد. موفقیت در امر پذیرش اجتماعی به سازگاری منجر می شود و ممکن است فرد را به مرحله ی نفوذ و رخنهی اجتماعی برساند که سطحی بالاتر از پذیرش اجتماعی است و در این مرحله می تواند بر اطرافیان خود تأثیرگذار باشد(اتکینسون، اتکینسون و هیلگارد[2]، 2009).
در تعرف سازگاری می توان گفت که، منظور از سازگاری، رابطه ای است که میان فرد و محیط او، به ویژه محیط اجتماعی وجود دارد و به او امکان می دهد تا نیازها و انگیزه های خود را پاسخ گوید. فرد زمانی از سازگاری بهره مند است که بتواند میان خود و محیط اجتماعی اش رابطه ای سالم برقرار و انگیزه های خود را ارضا کند، در غیر این صورت او را ناسازگار قلمداد می کنیم. در واقع سازگاری با محیط، مهارتی است که باید آموخته شود و کیفیت آن مانند سایر آموختهها به میزان علاقه و کوشش فرد برای یادگیری بستگی دارد (اسلامی نسب، 1390).
انجمن روان پزشکان آمریکا (2010) [3]سازگاری را چنین تعریف می کند: «هماهنگ ساختن رفتار به منظور برآورده ساختن نیازهای محیطی که غالباً مستلزم اصلاح تکانه ها، هیجان ها یا نگرش هاست» (به نقل از حجاری، 1390). سازگاری اجتماعی[4] به عنوان جریانی، که به وسیله ی آن روابط میان افراد، گروه ها و عناصر فرهنگی در وضعیتی رضایت بخش برقرار باشد، تعریف شده است. به عبارت دیگر، روابط میان افراد و گروهها باید به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنها را فراهم سازد. بدین ترتیب، سازگاری اجتماعی سازوکارهایی است که توسط آنها یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا می کند. به همین علت لازمه ی سازگاری اجتماعی، بروز تغییراتی در فرد بوده، آن نیز مستلزم یکپارچگی سازوکارهایی است که توسط آنها، گروه یک عضو جدید را می پذیرد (یمنی دوزی سرخابی، 1389)
یکی از الگوهایی که با سازگاری در ارتباط دارد، ظرفیت هیجانی یا هوش هیجانی[5] افراد است؛ همان چیزی که این تحقیق تلاش دارد آن را تبیین نماید. منظور از هوش هیجانی، توانایی فرد در بازنگری احساسات و هیجان های خود و دیگران، تمیز قائل شدن میان هیجان ها و استفاده از اطلاعات هیجانی به صورت سالم در حل مسئله و نظم بخشی رفتار است(سالووی و مایر[6]، 2011).
به طور کلی آنچه از متون تحقیقی بر می آید این است که سازگاری موفقیت آمیز افراد بسته به عملکرد یکپارچه توانش های هیجانی دارد. در واقع هوش هیجانی در پرورش سازگاری با تجارب و حوادث استرسزای وقوع یافته، پیش بینی اهداف مطلوب در آینده و نیز سازگاری با استرسهای مزمن نقشی اساسی دارد.
اکسترمرا[7] و همکاران در سال ۲۰10 طی بررسی خود مطرح نمودند نوجوانانی که در رابطه با شناخت هیجانات خود دچار مشکل هستند و توانایی های لازم را برای تنظیم هیجاناتشان ندارند، در شرایط فشار روانی از کنترل خوبی برخوردار نبوده، ماهیت فشار روانی را با شدت بالاتری درک مینمایند و از سازگاری روانشناختی کمتری برخوردارند.
با توجه به این که تاکنون مطالعات محدودی پیرامون رابطه سازگاری با هوش هیجانی انجام گردیده و از سوی دیگر بررسی سازگاری به لحاظ نظری در بهبود روابط بین فردی و محیط امری ضروری بوده و به لحاظ عملی می تواند تا حدودی مسایل و مشکلات افراد را در حوزه سازگاری حل یا جبران نماید و لزوم بررسی این موضوع، پژوهش های زیادی مورد مطالعه قرار گرفت و بر اساس اهمیتی که سازگاری و هوش هیجانی در زندگی دارد این موضوع باید مورد سنجش قرار می گرفت، از این رو ضرورت بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری احساس می شود که موضوع حاضر در قالب آزمونهای جدید و به روز بررسی شود لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی دختران دبیرستانی شهر بابل انجام شده است.
2-1 بیان مسئله
اجتماعی شدن جریانی پیچیده به شمار می آید که ابعاد و جوانب گوناگونی دارد. کسب مهارتهای اجتماعی، چگونگی برقراری ارتباط با سایر افراد و سازگاری، از جمله ی این ابعاد هستند. برخی از روانشناسان سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی می دانند. از نظر آنها، مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی، به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. (اسلابی و گوارا [8]2009؛ به نقل از عابدینی، 1390). در حالی که برخی دیگر از روانشناسان سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایندی می دانند که افراد را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند. (اسلاموسکی و دان[9]، 2006 )
ایواتا[10] و همکاران ( 2010 ) در مروری جامع عوامل مؤثر در سازگاری را به شش دسته ی عمده تقسیم میکنند که هریک از آن ها نیز به عوامل جزئی تری تقسیم شده اند، این عوامل عبارتند از:
الف -محرومیت های جسمانی ناشی از نقص عضو، تغذیه ی نادرست و بد، محرومیت از خواب و خستگی روانی ، فرایندهای عاطفی آسیب زا و آسیب های مغزی.
ب- عوامل روانی، اجتماعی و محیطی، نظیر تغییرات سریع و مهم اجتماعی نظیر بیکاری ، جنگ ، بلایای طبیعی ، از هم پاشیدگی کانون خانواده ، فقر و اعتیاد.
ج - عوامل تربیتی، نظیر الگوهای نادرست خانوادگی ، فقدان رابطه ی والد کودک ، طرد کردن فرزندان ، حمایت افراطی ، محرومیت های عاطفی ، خودمختاری بیش از حد کودک ، انتظارات و خواسته های غیرواقعگرایانه ی والدین و کمبود ارتباط.
د-ساختار خانوادگی ناسازگار از جمله خانواده های بی کفایت ، از هم پاشیده ، ضد اجتماعی و آسیب روانی اولیه و عدم ثبات عاطفی و روانی والدین بخصوص مادر.
ه- فشارهای ناشی از زندگی جدید صنعتی، مانند رقابت های ناسالم ، تقاضاهای شغلی و تحصیلی و پیچیدگیهای زندگی جدید.
و- عوامل ارثی نظیر اختلالات جسمی، روانی و عاطفی که زمینه را برای رفتارهای بزهکارانه و ناسازگاری اجتماعی فراهم می کنند.
عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که نظریه ها و دیدگاه های مختلف تربیتی، روان شناختی و جامعه شناختی بر آن ها تأکید کرده اند. مطالعه آدیمو[11] (2011) روی دانشجویان نیجریهای نشان داده است که هوش هیجانی بالا با سازگاری سریع و بسنده با محیط دانشگاه و کارکرد موفق ارتباط نیرومندی دارد. در همین راستا، یافتههای مطالعه پانسر[12] و همکاران (2008) حاکی از این است که دانشآموزان موفق و سازگار از لحاظ هوش هیجانی در قیاس با دانشآموزان ناموفق و ناسازگار به شکل معنادارتری برترند. مارکوئز[13] و همکاران (2010) نیز نشان دادند که سازگاری و شایستگی های اجتماعی رابطه نیرومندی با هوش هیجانی دارند.
پژوهشهای متعدد و مشاهدات مراکز مشاورهای نشان داده است که عوامل متعدد نامساعدی مانند اضطراب، تنش، تشویش و عدم اعتماد به نفس، ناسازگاری شخصی و اجتماعی و . . . عملکرد تحصیلی ضعیف دانشآموزان را تهدید می کند و نه تنها موجب می شود که تعدادی از آن ها نتوانند به موقع دورهی تحصیلی خود را به اتمام برسانند، بلکه موجب دگرگونی روحیه ی آنان می شود و نوعی نگرانی، ناپایداری هیجانی و حتی گاه پارهای مشکلات عصبی - روانی را برای آن ها ایجاد می کند و سازگاری روان شناختی و اجتماعی آنها را شدیداً به مخاطره می اندازد (به نقل از قهاری، 1391). از طرفی، با توجه به آخرین تحقیقاتی که در این زمینه روی مقیاسهای قدیمی انجام شده بود و در آن ها ابعاد سازگاری کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. این سوال پیش آمد که آیا لازم نیست از یک مقیاس جدید برای بررسی موضوع استفاده شود؟ در بررسیهای اولیه، مشخص شد که دو پرسشنامه مناسب برای دانش آموزان دبیرستانی موجود است: یکی پرسشنامه سازگاری بل[14] که روی ویژگی های روانسنجی آن بسیار زیاد کار شده و دیگری پرسشنامه سازگاری[15] مربوط به دوره نوجوانی که کم کار شده است. از این رو این پرسشنامه انتخاب شد.
براساس آنچه ذکر شد این پژوهش در پی پاسخگویی به این موارد است:
1- بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری
2- آیا بین سازگاری و هوش هیجانی رابطه وجود دارد؟
بر اساس آنچه گفته شد این پژوهش به دنبال آن است تا ویژگی های روانسنجی پرسشنامه سازگاری و رابطه آن با هوش هیجانی در دانش آموزان دختر بپردازد.
3-1 اهمیت و ضرورت پژوهش
انسان موجودی است فراگیرنده و از نخستین روزهای حیات تا سه سالگی ، طی تجربه های بسیار در فرآیندهای فوق العاده، پیچیده، شگفت انگیز و ماهرانهای چون نشستن، ایستادن، راه رفتن، حرف زدن و غذا خوردن کار آمد می شود و پیوسته می کوشد با اطرافیان و محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند. در این بین، اجتماعی شدن فرایندی است که به کمک آن ارزشها ، اعتقادات و معیارهای رفتاری که فرهنگ از آنان انتظار دارد؛ به کودکان آموخته می شود.