پایان نامه رشته فلسفه
مقطع کارشناسی ارشد
سال 1385
مقدمه
تحقيق حاضر به بررسي ريشه هاي مسيحي فرهنگ سكولار جديد غرب پرداخته است. البته سكولاريزم را به دليل كثير الاضلاع بودن ، مي توان از ابعاد مختلفي تحليل و بررسي كرد . سكولاريزم داراي جنبه ها و ابعاد مختلفي است، جنبه معرفتي كه در نفي عوامل بيرون از پديده هاي طبيعي يا تاريخي و در تأكيد بر تحول بي وقفه تاريخ تبلور مي يابد و جنبه نهايي كه در تلقي نهاد دين به عنوان نهاد خصوصي بروز مي يابد و جنبه سياسي كه در جدايي دين از سياست نمود پيدا مي كند. بديهي است كه هر كدام از اين جنبه ها داراي اشكال و مناسباتي با واقعيتهاي تاريخي پيرامون آن مي باشند. در تمامي تعاريفي كه از سكولاريزم مي شود يك عنصر كه تقريباً مي توان گفت فرعي ترين عنصر سكولاريزم است ، به نحو مشترك يافت مي شود. اين عنصر عبارت است از جدايي دين از دولت يا به تعبير خود غربي ها جدايي church از state . جدايي دين از دولت كه به منزله سمبل سكولاريزم گرفته مي شود، البته يكي از نتايج فرعي سكولاريزم است اما چون ملموس ترين، بارزترين و آشكارترين نتيجة آن است، نوعاً بر آن انگشت نهاده مي شود. اما توقف كردن بر اين عنصر و خاتمه دادن امر به اينجا البته گمراه كننده است. بايد قدري به عقب برگشت و ريشه هاي تاريخي و فلسفي سكولاريزم را ديد چون بدون اين كار نمي توان فهميد كه در تاريخ مدرن غرب چه اتفاق عظيمي افتاده است.
در تحقيق كنوني تمام سعي و تلاش بر اين است كه فرهنگ سكولاريزم جديد از منظر مسيحيت تبيين گردد. اينكه مسيحيت بستر ايجاد فرهنگ سكولار جديد غرب بوده است يا نه ، ادعايي است كه نيازمند تحقيق بسيار جدي است كه قطعاً تبيين و توجيه آن فراتر از يك تحقيق مقدماتي و جانبي است كه قصد نگارنده نيز از چنين تحقيقي صرفاً بيان تمهيدي است كه در اين زمينه صورت گرفته است.
از اين رو در راستاي انجام تحقيق سعي شده است كه به پديده سكولاريزم و فرهنگ سكولار صرفاً در چارچوب فرهنگ مسيحي پرداخته شود. بديهي است كه فرهنگ مسيحي نيز حوزه يا حيطه خاصي را در بر نمي گيرد بلكه بايد در فرايند تاريخي به آن نگريسته شود. در هر دوره اي از تاريخ غرب، اين فرهنگ مسيحي است كه به حيات خود ادامه مي دهد و در هر دوره اي به شكل جديدي ظاهر مي شود لذا به اين سبب است كه مي توان از فرهنگ سكولار در بستر فرهنگ مسيحي سخن گفت.
در اين روند با دو دسته از عوامل ظهور و رشد مواجه ايم ، يك دسته عوامل دروني است كه در فرهنگ مسيحي قرون وسطي به منزله زمينه اي مستعد ، سكولاريزم را در خود بارور ساخته است و يك دسته عوامل بيروني ، كه همان شرايط فرهنگي ـ سياسي خاص يعني رنسانس ، نهضت اصلاح دين و عصر روشنگري است كه در باروري فرهنگ سكولار موثر بوده اند .
هدف از انجام چنين مطالعه اي ، بررسي اين مسأله است كه مباني فرهنگ جديد سكولار دركجاست و فرهنگ مسيحي تا چه اندازه درآن تاثير داشته است ؟ و اگر تاثير داشته ، روند اين تاثير چگونه بوده است ؟ كاري كه در اين زمينه صورت گرفت عمدتا بر اساس يك كتاب مهم انگليسي تحت عنوان «مباني ديني فرهنگ سكولار جديد «Biblical Origin of Modern Secular Calture » بوده است . نويسنده اين كتاب ، پروفسور ويليس . بي . گلوور Willis. B. Glover استاد تاريخ فلسفه در دانشگاه مرسر[1]است وي بحران كنوني جهان غرب را بحران هويت و عدم اعتماد و ايمان و بي اعتقادي به ارزشهاي انساني مي داند . هدف وي از نوشتن چنين كتابي ، حل تناقضاتي است كه بين شعبات مسيحي و الحادي در سنت عمومي غرب وجود دارد . در اين فرايند ، او تاكيد مي كند كه تداوم تاريخي اومانيسم مدرن با ايمان مسيحي در كار است . وي در مباحث اين كتاب بررسي مي كند كه نفوذ مذهب در آنچه كه گهگاهي اومانيسم مدرن سكولار ناميده مي شود ، ناديده گرفته شده است .لذا با بررسي نمودن اعصار مختلف تاريخ غرب ، سعي مي كند كه رابطه اومانيسم و مسيحيت را تبيين كند .
در تحقيق حاضر نيز با الهام گرفتن از مباحث كتاب فوق كه در تبيين ريشه هاي سنتي ديني فرهنگ سكولار در اعصار مختلف تاريخ غرب است ، سعي شده است كه اين مساله از منظر مسيحي ـ غربي بررسي شود . در راستاي انجام مطالعه و تحقيق ، موانع و محدوديتهايي نيز وجود داشته است. زيرا از آنجائي كه تحقيق كنوني، سكولاريزم را در فرهنگ مسيحي – غربي توصيف نموده منابعي كه در اين زمينه وجود داشته است بصورتي مدون و قابل توجه باشند، در دسترس نبوده است. اگر هم بوده، تنها به برخي از وجوه آن پرداخته است. خصوصا فقدان چنين منابعي به زبان فارسي ، محدوديتهاي زيادي را در برداشته است . كارهايي كه در زمينه فرهنگ سكولار به زبان فارسي صورت گرفته تنها به برخي از جنبه ها ، نظير تاثير فرهنگ سكولار در انديشه ايراني و يا تاثير اين فرهنگ در جهان اسلام پرداخته است . لذا چنين منابعي براي تحقيق كنوني چندان موثر نيفتاد .
روشي كه نگارنده در رساله كنوني از آن استفاده كرده ، روش توصيفي ـ تحليلي است . بدين صورت كه با توصيف زمنيه هاي فرهنگ مسيحي در ادوار مختلف به تبيين و تحليل فرهنگ سكولار در اين ادوار تاريخي پرداخته شده است . در روش گرد آوري اطلاعات نيز ، از روش كتابخانه اي طي مراحل فيش برداري ، استفاده گرديد .
تعريف اصطلاحات مهم
1- سكولار، سكولاريزم و سكولاريزاسيون (secular, secularism, secularization):
سكولار به كسي مي گويند كه علاقه و گرايشي به امور معنوي و مذهبي ندارد و نهاد سكولار، نهادي است كه بدون ملاحظه نسبت به هر گونه انديشه ديني و مذهبي، تمام توجه خود را مصروف اهداف اين جهاني و دنيوي مي كند. در مورد دو اصطلاح سكولاريزم و سكولاريزاسيون نيز در فصل اول توضيحات لازم ارائه شده است.
2- فرهنگ مسيحي : (christian calture)
مقصود از فرهنگ مسيحي، فرهنگي است كه در بستر آيين مسيحيت شكوفا شده و در بستر مفسران آن رشد و توسعه يافت. اين فرهنگ كه با تحول مسيحيت نيز متحول گشت، افزون بر هزارسال بر غرب چيرگي داشت و هرگز مفادي واحد ارائه نكرد و افت و خيزهايي داشت كه گزارش تفصيلي آن در حوصله اين نوشتار نيست.
3- كتاب مقدس: (the bible)
كتاب مقدس، عنوان مجموعه اي از نوشته هاي كوچك و بزرگ است كه مسيحيان همه و يهوديان بخشي از آن را كتاب مقدس خود مي دانند. عنوان معروف اين مجموعه در زبان انگليسي و بيش تر زبان هاي اروپايي، بايبل (bible) و يا كلمه هاي هم خانواده آن است كه از واژه يوناني biblia به معناي «كتاب ها» گرفته شده است.
4- رنسانس : (renassnance)
مقصود از رنسانس يا عصر نوزايي، عصري است كه مربوط به سده هاي چهارده، پانزده و شانزده ميلادي است. در اين عصر، آرمان انسان، بازگشت به دوران طلايي فرهنگ يونان و روم باستان و احياي فرهنگ كلاسيك آن اعصار مي باشد.
5- اومانيسم : (humanism)
مقصود از اومانيسم ، مكتب اصالت بشر يا انسانگرايي است كه طبق آن انديشه خدامحوري به انديشه انسان محوري تبديل مي شود و طبق آن انسان مي كوشد كه خود معناي زندگي اش را بفهمد.
6- آيين كاتوليك: (doctrin of catholic)
مقصود آييني است كه در تمام دوران قرون وسطي، كليسا طبق آن بر آداب و اعمال ديني مردم اعمال نفوذ مي نمود. در آئين كاتوليك ، مرجعيت نهايي ، پاپ و كليسا است.
7- آئين پروتستان : (doctrin of protestant)
آئين پروتستان چنانكه از واژه پروتستان ( = معترض ) بر مي آيد ، درباره برخي از اصول و آموزه هاي اساسي الهيات مسيحي از جمله آموزه بخشايش گناهان ، پذيرش توبه ، دكترين تمايز و برتري روحانيون كليسا، آموزة دو شمشير و … با آئين كاتوليك اختلاف دارد. و بطور كلي نسبت به اعمال كليساي كاتوليك معترض مي باشد. اين آئين به عنوان يك جنبش ديني در درون مسيحيت ظهور كرد و به آييني جديد تبديل شد.
[1] -Mercer
- ريشه لغوي
واژه سكولار secular برگرفته از اصطلاح لاتيني saeculum يا saecularum (به معني قرن و سده و همينطور به معناي نسلي از انسانها) ميباشد. از اين واژه تعبير به زمان حاضر و اتفاقات اين جهان در مقابل ابديت و جهان ديگر شده است. تعبير عام تر از اين مفهوم به هر چيز متعلق به اين جهان اشارت دارد[1].
2- معادل هاي واژه سكولار
مشكل تعدد اصطلاحات و لغات بكار رفته در برابر يك واژه خاص از زبانهاي اروپايي و عدم تلاش جدي از سوي لغت شناسان و اصحاب فن براي حصول نوعي اجماع و توافق در انتخاب و ترويج مناسب ترين معادل براي آن، اختصاص به واژه مورد نظر ندارد، بلكه دامن اغلب اصطلاحات فني و مفاهيم رايج در حوزه هاي علوم انساني را فرا گرفته است. در خصوص اصطلاح سكولار، در زبانهاي اروپايي بنا به تحققهاي تاريخي متفاوت اين مفهوم، اصطلاحات مختلفي شكل گرفته است. معروفترين اصطلاحي كه بويژه در كشورهاي پروتستان رواج يافته، واژه “secularism” ميباشد كه به لحاظ ريشه اي برگرفته از همان اصطلاح لاتيني saeculum است. در كشورهاي كاتوليك براي اين اصطلاح ، معادل “laicite” [2] بكار ميرود. اين واژه از ريشه يوناني “laos” (به معناي مردم) و laikos به معناي عامه مردم در برابر طبقه كاهنان و روحانيان ، اشتقاق يافته است.
دو اصطلاح “سكولار” و “لائيك”[3] ، چه در زبان فارسي و چه در زبانهاي اروپايي، در بسياري از موارد به صورت مترادف به كار برده ميشوند. هر چند كه اصطلاح سكولار اعم از لائيك ميباشد و براي آن معنايي وسيع تر از لائيك در نظر ميگيرند.
برخي نيز در مقايسه با واژه لاتيني “saecularis” ، اصطلاح آلماني “weltlich” به معناي “دنيوي” يا “اين جهاني” را معادلي براي اصطلاح secular و همينطور اصطلاح “vewltichen” به معناي “دنيوي شدن” يا اين “جهاني شدن” را معادلي براي اصطلاح “secularization” قرار دادند[4].
در فرهنگ زبان و ادبيات عرب، سكولاريزم به “علمانيت” ترجمه شده است. البته بايد خاطرنشان نمود كه علي رغم قطعيتي كه در زبان عربي در مورد علمانيت به عنوان معادل سكولاريزم – و نيز علمنه در برابر سكولاريزاسيون [5] وجود دارد،اما در اين ميان دو ابهام جدي در كار است كه هنوز راه حل قطعي و مورد اتفاقي نيافته است:
- براي نخستين بار چه كسي اين اصطلاح را در فرهنگ و ادبيات عرب وارد ساخت؟
- و نيز منشأ اشتقاق اين واژه چيست؟
پاسخ به دو ابهام فوق، مورد بررسي اين نوشته نميباشد، زيرا زبان شناسان و علماي عرب پاسخهاي متعدد و گوناگوني در اين باره ارائه نمودند و به يك راه حل قطعي و مسلم دست نيافتند. اين مطلب كه آيا علمانيت از علم برگرفته شده و به نوعي معناي scientism در آن، تضمين شده است ، يا اينكه از عالم برگرفته شده و با حذف الف به علمانيت تبديل شده است ، ميان زبان شناسان عرب به توافقي كلي دست نيافته است.
از اينرو در ادبيات عرب، مبدأ و منشأ اين واژه نيز مانند بسياري از اصطلاحات ديگر همچنان نامعلوم ميماند[6].
بنا به عقيدة برايان ويلسون[7] ، براساس وجوه كاركردي اصطلاح سكولاريزم و سكولاريزاسيون،تعابير ديگري نيز ميتوان از آنان داشت. وي ميگويد، «تعابير ديگر و كمابيش محدودتري كه به برخي از تحولات سكولاريزم و فرايند سكولاريزاسيون اشاره دارند، عبارتند از :تقدس زدايي[8]، غير روحاني كردن[9] و مسيحيت زدايي[10]».
خصوصي شدن دين[11] ،به حاشيه رانده شدن دين، تبديل شدن دين به نوعي فعاليت و سرگرمياوقات فراغت نيز از مفاهيميهستند كه گاه از سوي جامعه شناسان دين به عنوان معادلهايي براي اين اصطلاح، ارائه شده اند[12].
3- معادل هاي فارسي
در مورد برابر نهادة فارسي سكولاريزم ، قطعيتي وجود ندارد و همچنان نويسندگان و انديشمندان ايراني براي رساندن اين مفهوم از تعابير متعددي استفاده ميكنند. به اختصار به چند نمونه از اين تعابير اشاره ميكنيم.
[1] - Britanica Encyclopedia, Vo..10,p.594.
[2] - امروزه اصطلاح Laicite در زبان و فرهنگ كشور تركيه به Laiklik تبديل شده است.
[3] - طبق تعريف دايره المعارف بريتانيكا ، “لائيك (laic) يعني تمايز دين از سياست
[4] - مراد فرهادپور، “نكاتي پيرامون سكولاريزم” ،كيان 26، ص 14.
[5] - secularization
[6] - حميدرضا شريعتمداري، سكولاريزم در جهان عرب، ص 21.
[7] - Bryan R. Wilson ، يكي از چهره هاي برجسته تز سكولاريزاسيون
[8] - desacralization.
[9] - laicization.
[10] - dechristianization
[11] - privatization of religion.
[12] - همايون همتي، “ناكاميدر تبيين معنا و مبناي سكولاريزم”، كتاب نقد،صص 7-196.
منابع فارسي
1- احمدي، بابك، معماي مدرنيته، تهران، نشر مركز، 1380
2- استكهاوس، ماكس، ل. «سياست و دين»، (از كتاب دايره المعارف دين زيرنظر ميرچا الياده)، ترجمة مرتضي اسعدي، تهران، نشر طرح نو، 1374.